<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<?xml-stylesheet type="text/xsl" href="/posts/rss.xsl"?>
<rss version="2.0">
<channel>

<title>https://taha.loxblog.com</title>
<link>https://taha.loxblog.com</link>
<description></description>
<language>fa-ir</language>
<generator>loxblog.com</generator>
<copyright>loxblog.com</copyright>


<item>
<title>دیدار فرماندهان ارتش با رهبر انقلاب در نوشهر</title>
<link>https://taha.loxblog.com/دیدار-فرماندهان-ارتش-با-رهبر-انقلاب-در-نوشهر</link>
<guid>https://taha.loxblog.com/دیدار-فرماندهان-ارتش-با-رهبر-انقلاب-در-نوشهر</guid>

<description><![CDATA[

حضرت آیت&zwnj;الله خامنه&zwnj;ای رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز (پنج&zwnj;شنبه) در دیدار مسئولان و فرماندهان ارتش جمهوری اسلامی، علت دشمنی&zwnj;ها علیه انقلاب اسلامی را ایستادگی ملت ایران و صراحت و تسلیم&zwnj;نشدن در مقابل سیاست&zwnj;های استکبار خواندند و تأکید کردند: نیروهای مسلح باید با شتاب در پیشرفت&zwnj;ها و افزایش آمادگی&zwnj;های خود، چنان اقتداری ایجاد کنند که دشمنان حتی جرأت نکنند خیال تعرض را به ذهن خود راه دهند. حضرت آیت&zwnj;الله خامنه&zwnj;ای، برنامه&zwnj;ریزی برای &laquo;فردای بهتر و پیشرفته&zwnj;تر ایران اسلامی&raquo; را در همه&zwnj;ی بخش&zwnj;ها ضروری دانستند و گفتند: آینده&zwnj;ی کشور به دست جوانانی است که باید قدر آنها را دانست و برای آنکه ایران فردا بتواند تواناتر، مقتدرتر و با زبان گویاتر در منطقه و دنیا ظاهر شود، باید نسل بعد را آماده&zwnj;تر، مصمم&zwnj;تر، دانشمندتر و شجاع&zwnj;تر پرورش داد. رهبر انقلاب با اشاره به عقب&zwnj;ماندگی&zwnj;های مزمن و تاریخی کشور در اثر حکمرانی عناصر وابسته به&zwnj;خصوص در دوران پهلوی، افزودند: پیشرفت&zwnj;های امروز نیروهای نظامی در بخش&zwnj;های مختلف بسیار ارزشمند است اما با توجه به عقب&zwnj;ماندگی&zwnj;ها باید شتاب حرکت را افزایش داد و چنان اقتداری ایجاد کرد که دشمنان حتی جرأت نکنند خیال تعرض به مرزهای این کشور را به ذهن خود راه دهند.
ایشان مقاومت و ایستادگی ملت ایران در دوران هشت&zwnj;ساله&zwnj;ی دفاع مقدس را یک تجربه&zwnj;ی مهم و پیش روی همه&zwnj;ی دنیا خواندند و خاطرنشان کردند: نظام جمهوری اسلامی یک نظام مستقل است و از ابتدای انقلاب، سیاست&zwnj;های خود را با صراحت دنبال کرده و از نهیب هیچ قدرتی و مخالفت با سیاست&zwnj;های آن، واهمه&zwnj;ای ندارد. حضرت آیت&zwnj;الله خامنه&zwnj;ای با اشاره به دشمنی&zwnj;های جدی و سنگین در مقابل حرکت مستقل و شگفتی&zwnj;ساز ملت ایران، گفتند: دشمن به&zwnj;دنبال تسلیم شدن نظام اسلامی است و با کوتاه آمدن در مقابل او، دشمنی&zwnj;ها برطرف نمی&zwnj;شود. رهبر انقلاب افزودند: سربرآوردن ملت مستقلی که با زورگویان و وابستگان به آنها مخالف است، برای نظام سلطه قابل تحمل نیست، بنابراین در مقابل این ملت دشمنی می&zwnj;کنند و تصور اینکه &laquo;اگر فلان حرف را نزنیم یا فلان کار را نکنیم و ملاحظه&zwnj;ی دشمن را بکنیم، دشمنی&zwnj;ها کم می&zwnj;شود&raquo;، تصور نادرستی است. ایشان با اشاره به استقبال ملت&zwnj;ها و همچنین برخی دولت&zwnj;های غیروابسته از حرکت مستقل ایران، گفتند: ملت&zwnj;ها از مشاهده&zwnj;ی پیشرفت و دفاع صریح ملت ایران از منافع خود در مقابل قدرت&zwnj;ها به وجد می&zwnj;آیند و در سفرهای خارجی مسئولان جمهوری اسلامی نیز هر جایی که از طرف دولت&zwnj;ها به مردم اجازه&zwnj;ی اظهار علاقه داده شد، در طرفداری از ایران و مواضع صریح آن، شور و غوغا به پا کردند. حضرت آیت&zwnj;الله خامنه&zwnj;ای در بخش دیگری از سخنانشان، با اشاره به اهمیت پژوهش و پیشرفت&zwnj;های تحقیقاتی در نیروهای مسلح، گفتند: ظرفیت&zwnj;های بسیار خوبی در دانشگاه&zwnj;ها و مراکز تحقیقاتی کشور وجود دارد که باید ارتباطات علمی نیروهای مسلح با آنها تقویت شود. رهبر انقلاب همچنین با تأکید بر اهمیت ورود به حوزه&zwnj;های ناشناخته&zwnj;ی نظامی و ابتکارات جدید، در خصوص رزمایش&zwnj;های نظامی نیز خاطرنشان کردند: طراحی رزمایش&zwnj;های نظامی باید&nbsp; به فضای جنگ و واقعیت&zwnj;های میدان جنگ نزدیک باشد و برای تمام امکانات و توانایی&zwnj;های دشمن، پیش&zwnj;بینی و آمادگی وجود داشته باشد. در ابتدای این دیدار، امیر دریادار سیاری فرمانده&zwnj;ی نیروی دریایی ارتش گزارشی از مجموعه&zwnj;ی مأموریت&zwnj;ها و فعالیت&zwnj;های نیروی دریایی در زمینه&zwnj;های ساخت تجهیزات، اطلاعات، عملیات، توسعه&zwnj;ی علم و دانش، فناوری اطلاعات، امنیت خطوط مواصلاتی و توسعه&zwnj;ی دریایی کشور بیان کرد.]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 19:38:20 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>شعر خوانی | عده ای شاد و خنده رو</title>
<link>https://taha.loxblog.com/شعر-خوانی--عده-ای-شاد-و-خنده-رو</link>
<guid>https://taha.loxblog.com/شعر-خوانی--عده-ای-شاد-و-خنده-رو</guid>

<description><![CDATA[
شعرخوانی مسعود یوسف پور شاعر جوان مشهدی درباره مذاکرات هسته ای
&nbsp;گر نمی&zwnj;فهمد کسی حرف ولی را /&nbsp;مشکلش از همان خوابیدن زنگ کلاس دینی است
عده&zwnj;ای کلاً همین&zwnj; طورند شـاد و خنده&zwnj;رو /&nbsp;ما نمی&zwnj;دانیــم، حتـماً وقت خودشیرینی است
&nbsp;

&nbsp;


&nbsp;
&nbsp;]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 19:38:20 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>چهار رسالت امام حسین(ع) برای قیام / آیت الله صافی گلپایگانی؛ لطف الله</title>
<link>https://taha.loxblog.com/چهار-رسالت-امام-حسینع-برای-قیام--آیت-الله-صافی-گلپایگانی-لطف-الله</link>
<guid>https://taha.loxblog.com/چهار-رسالت-امام-حسینع-برای-قیام--آیت-الله-صافی-گلپایگانی-لطف-الله</guid>

<description><![CDATA[
حضرت آیت الله صافی گلپایگانی در نوشتاری به مناسبت ماه محرّم الحرام تصریح کردند: یکی از واجبات بزرگ و فرایض مهمّ اسلامی که شرعاً و عقلاً اهمیت آن معلوم گشته و تأکیدات فراوانی نسبت به آن شده و بقای احکام و شریعت، وابسته به آن است، امر به معروف و نهی از منکر است.
حسین علیه السّلام خطاب به برادرش محمد بن علی معروف به محمد حنفیه آخرین وصیت های خود را نگاشت و در آن وصیّت، فرمود: &laquo;اِنَّما خَرَجْتَ لِطَلَبِ الاِصْلاحِ فی اُمَّةِ جَدّی مُحَمَّد - &lrm;صلّی&lrm;الله علیه و آله وسلّم&lrm;- اُریدُ اَنْ آمَرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ اَنْهی عَنِ الْمُنْکرِ وَ اَسیرُ بِسیرَة جَدّی وَ اَبی عَلِی ابْنِ اَبی طالِب...&raquo;.
مواد برنامه قیام حضرت
در این جمله ها، حسین علیه السّلام&lrm;، علّت قیام و برنامه کار خود را در چهار مادّه اعلام کرد: 1. اصلاح امور امّت. 2. امر به معروف. 3. نهی از منکر.4. پیروی از روش جدّش پیغمبر صلّی&lrm;الله علیه و آله و پدرش علی &lrm;علیه السّلام&lrm;.
بقای شریعت مرهون امر به معروف و نهی از منکر
یکی از واجبات بزرگ و فرایض مهمّ اسلامی که شرعاً و عقلاً اهمیت آن معلوم گشته و تأکیدات فراوانی نسبت به آن شده و بقای احکام و شریعت، وابسته به آن است، امر به معروف و نهی از منکر است.
این حکم، نمونه&lrm;ای از احکام عالی و ترقّی بخش اسلام است و به تمام افراد حقّ می&lrm;دهد که اجرای احکام را از همه و هر کس مطالبه کنند و با معصیت و خلاف قانون شرع مبارزه نمایند و یک فرد عادی را موظّف و مأمور می&lrm;سازد که در اجرای حدود و احکام و حسن جریان امور نظارت نماید و در حقیقت این حکم، ضامن اجرای قوانین اسلام است و عزّت و آبروی مسلمانان در گرو عمل به این حکم است و ذلّت و بیچارگی آنها راجع به ترک این واجب است.
حسین &lrm;علیه السّلام&lrm; هم که ناظر اوضاع ناهنجار اجتماعی و سیاسی مسلمین بود، علاوه بر آن که مانند یک فرد از مسلمانان تکلیف داشت امر به معروف و نهی از منکر نماید، از نظر مقام و موقعیت و محبوبیت خاصی که در بین مسلمین داشت، تکلیفش سنگین&lrm;تر بود.
نگاه مردم در رفع ناهنجاری ها به زمامداران
چشم همه مسلمین به آن حضرت - که به رهبری معنوی و اسلامی مسلّم بود- دوخته شده و اکثریت مردم پیش خود می&lrm;گفتند در صورتی که حسین علیه السّلام در برابر این اوضاع، مصلحت را در سکوت بداند تکلیف دیگران معلوم است؛ زیرا کسی از حسین &lrm;علیه السّلام بیناتر به اوضاع و داناتر به احکام نیست. چه کسی از حسین سزاوارتر به مبارزه با این همه منکرات بود؟
حسین &lrm;علیه السّلام وظیفه داشت و مکلّف بود که برای نهی از منکر بپا خیزد و عالم اسلام را بیدار کند و با بذل جان خود و یارانش بزرگترین ضربت کاری را بر پیکر نحس و نجس حکومت بنی امیه وارد سازد.
حسین به شدّت مسئولیتی را که داشت احساس می&lrm;کرد و در ضمن خطبه&lrm;ها و بیاناتی که می&lrm;کرد، این مسئولیت بزرگ را برای مردم شرح می&lrm;داد.
عمل حسین علیه السلام، حجّت است
اگر کسی بگوید در چنان وضعی که برای آن حضرت پیش آمده بود، شرایط وجوب امر به معروف موجود نبود، زیرا از جمله شرایط آن احتمال تأثیر است که معلوم بود یزید و پیروانش نه از حکومت کنار می&lrm;روند و نه از روش خود دست بر می&lrm;دارند، و شرط دیگر آن نیز امن از ضرر است که آن هم موجود نبود.
پاسخ این است که ما شرایط احکام و خصوصیات و فروع آن را باید از حسین &lrm;علیه السّلام&lrm; استفاده کنیم و استوارتر دلیل بر جواز شرعی هر عملی این است که حسین &lrm;علیه السّلام آن را انجام داده باشد، و به عبارت دیگر، گفتار و رفتار آن حضرت از ادلّه احکام شرعیه است.
پس فرضاً اگر دلیلی که دلالت بر اشتراط امر به معروف به احتمال تأثیر و امن از ضرر دارد، به عموم یا اطلاق شامل این مورد هم بشود، همان اقدام حسین علیه السلام، مخصِّص یا مقید آن خواهد بود، و می&lrm;فهمیم که در این مورد دو شرط نام برده در وجوب دخالت ندارد و باید امر به معروف و نهی از منکر نمود هرچند احتمال تأثیر داده نشود و معرض ترتب ضرر هم باشد.
همچنین مسلّم نیست که شرعاً در هر مورد، وجوب امر به معروف و نهی از منکر، مشروط به امن از ضرر باشد، بلکه می&lrm;توان گفت در بعضی موارد عکس آن ثابت است و باید اهمیت مصلحت امر به معروف و نهی از منکر را با ضرر و مفسده&lrm;ای که از آن متوجّه می&lrm;شود سنجید، اگر مصلحت آن اهّم و شرعاً لازم الاستیفا باشد، مثل بقای دین، تحمّل ضرر لازم و ترک امر به معروف جایز نیست.
به بیان دیگر: فرق است بین امر به معروف و نهی از منکرهای عادی و معمولی که غرض بازداری اشخاص از معصیت و مخالفت، و واداری آنها به اطاعت و انجام وظیفه است، و بین امر به معروف و نهی از منکری که جنبه عمومی و کلّی داشته و احیای دین، بقای احکام و شعائر به آن وابسته باشد و ترک آن موجب خسارت ها و مصائب جبران ناپذیر و قوّت کفار و تسلط آنان بر مسلمانان شود، مثل آن که در عصر حکومت یزید ملیت جامعه اسلام در خطر تغییر و تبدیل به ملیت کفر واقع شده بود و اوضاع و احوال نشان می&lrm;داد که به زودی دین از اثر و رسمیت افتاده و فاتحه اسلام خوانده می&lrm;شود. در صورت اول امر به معروف و نهی از منکر مشروط به امن از ضرر است و در صورت دوم وجوب، مشروط به امن از ضرر نیست و باید با احتمال تأثیر و عدم ترتب مفسده بزرگتر، دین را یاری کرد و خطر را از اسلام دفع نمود اگر چه به فدا کردن مال و جان برسد.
در دنیای معاصر هم بیشتر مللی که توانسته&lrm;اند بندهای اسارت خویش را پاره کنند و به آزادی و استقلال برسند برای مبارزه همین راه را انتخاب کردند، با فداکاری و تحمّل ناملائمات و دشواری ها و متاعب و تهییج احساسات، دشمنان خود را در افکار محکوم و پایه&lrm;های تسلّط و نفوذ آنان را متزلزل و به تدریج ساقط می&lrm;سازند و در این مبارزات آن افرادی که پرچم به دست گرفتند پیروز شدند و خون هایشان بهای آزادی جامعه و برافتادن نفوذ بیگانه است، و این پیکار را اگر چه نتیجه&lrm;اش در آینده ظاهر می&lrm;شود، موفقیت آمیز و افتخار می&lrm;شمارند، زیرا غرض ریاست و حکومت نیست بلکه هدف، اصلاح و نجات جمعیت است.
مردان خدا نیز برای هدف های عالی انسانی و الهی خود، گاهی چنین مبارزاتی دارند، یعنی با اینکه می&lrm;دانند دشمنان خدا خونشان را می&lrm;ریزند و سرشان را بالای نیزه می&lrm;کنند ولی باز هم برای نجات اسلام و توحید، پیکار و جهاد می&lrm;نماید تا عکس العمل قیام آنها به تدریج مردم را بیدار، و مسیر تاریخ را عوض کند.
خطرات علیه اسلام و ایثارگری حسین علیه السلام
حسین علیه السّلام با وضعی که پیش آمده بود، و احکام قرآن و موجودیت اسلام را شدیدترین خطرات تهدید می&lrm;کرد، و آینده اسلام تاریک و مبهم، بلکه معلوم بود که به زودی خورشید نورانی اسلام غروب، و دوران شرک و جاهلیت بازگشت خواهد کرد، نمی&lrm;توانست با در نظر گرفتن احتمال یا قطع به ضرر، دست روی دست بگذارد و در خانه بنشیند و ناظر این مصیبات برای عالم اسلام شود.
در مقابل چنین خطر و منکری حسین &lrm;علیه السّلام باید بپا خیزد، و دفاع کند و سنگر اسلام را خالی نگذارد هرچند خودش و عزیزانش را بکشند، و خواهران و دخترانش را اسیر کنند، زیرا حسین بقای اسلام و بقای احکام اسلام را از بقای خودش مهمتر می&lrm;دانست، پس جان خود را فدای اسلام کرد.
شرط احتمال تأثیر هم موجود بود، بلکه حسین &lrm;علیه السّلام یقین به تأثیر داشت و می&lrm;دانست که نهضت و قیام او، اسلام را حفظ می&lrm;کند و حرکت او ضامن بقای دین خواهد بود
می&lrm;دانست که شهادت او و اسارت اهل بیت ماهیت بنی&lrm;امیه و عداوت های آنها را با اسلام و شخص پیغمبر آشکار می&lrm;سازد و عکس العمل قتل او ریشه&lrm;های اسلام را در دلها استوار کرده و حسّ تمرّد و سرپیچی از اوامر امویین را در همه ایجاد می&lrm;نماید و احساسات اسلامی و شعور دینی مردم را بیدار و زنده می&lrm;کند.
پس معلوم شد که امر به معروف و نهی از منکر حسین &lrm;علیه السّلام از نظر قواعد عمومی و فقهی نیز لازم و از واجبات بوده است و حسین &lrm;علیه السّلام در راه ادای این تکلیف از جان خود و عزیزترین و لایق ترین جوانان و برادران و یاران چشم پوشید و همه را فدای مقاصد بزرگ و عالی اسلامی کرد، و با اینکه سیل مصیبات به سوی او هجوم آورد ثابت و پایدار ایستادگی کرد، و از دین و هدف خود دفاع نمود.]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 19:38:20 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>کدخدای دروغو!</title>
<link>https://taha.loxblog.com/کدخدای-دروغو</link>
<guid>https://taha.loxblog.com/کدخدای-دروغو</guid>

<description><![CDATA[

اوباما بازهم تهدید کرد/ آیا دولت راستگویان عبرت گرفته است؟کدخدای دروغگو!&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; هیچ کس باور نمی کرد، نرمش قهرمانانه ای که رهبر معظم انقلاب به دلیل اصرارهای دولت برای حل مناقشه فی ما بین ما و گرگ درنده ای به نام آمریکا صادر فرمودند، در آخرین روز سفر رئیس جمهور محترم با مذاکره تلفنی رؤسای دو دولت ختم شود. اما این اتفاق افتاد و نیمه شب جمعه هفته قبل که بسیاری از رسانه ها (از جمله 9دی) منتشر شده بودند، خبر این مکالمه بمب خبری شد. هرچند بسیاری از مردم درکنار قدم های هوشمندانه تیم ایران، ناباورانه این تابوشکنی را اشتباه بزرگ تاکتیکی دولتمردان دانستند ولی دولت که در ساعت های نخست خرسند از این اقدام دیپلماتیک به نظر می رسید، خیلی زود وعده امام خامنه ای را تحقق یافته دید و در برابر لبخندهای دیپلماتیک طرف ایرانی، مشت آهنین از زیر دست کش مخملین طرف آمریکایی بیرون زد: &laquo;هیچ چیز عوض نشده و همه گزینه ها حتی گزینه نظامی در برابر ایران همچنان روی میز است.&raquo; این موضع آمریکا که روحانی در تبلیغات ایام انتخابات او را کدخدای دنیا دانسته بود، همه خواب های خوش تیم دیپلمات ایرانی را به هم زد و برای چند صدمین بار حکایت از دروغگویی اش کرد. هرچند مدافعان سازش بویژه جریان رسانه ای آن در ایران بعد از تکرار این تهدیدها در حیرت فرو رفتند اما تا حدودی برای آحاد مختلف جامعه مشخص شد که دشمنی آمریکا با ملت ایران، بسیار ریشه دارتر از آن است که با یک لبخند و خداحافظی به زبان فارسی، تغییر کند. اکنون باید نشست و دید که آیا دولت تدبیر و امید (همانطور که رهبر انقلاب در دیدار هفته دولت گوشزد کردند) به جای نگاه به کاهش دشمنی دشمن گرگ صفت، از ظرفیت های داخلی برای برطرف کردن مشکلات مدد خواهد گرفت؟&zwnj; آیا مواضع خصمانه آمریکایی ها پس از نرمش های قهرمانانه و غیرقهرمانانه، باعث عبرت دولتمردان شده است یا نه؟ 9دی این هفته از زاویه های مختلف و با استفاده از کارشناسان این بحث، برای بار دیگر به این موضوع پرداخته است.&nbsp;
&nbsp;
&nbsp;
&nbsp;
&nbsp;
روه پژوهش های سیاسی 9 دی- یخ "تماس مستقیم" بین مقامات ایرانی و آمریکایی بعد از انقلاب اسلامی در نهایت شکسته شد و البتّه همانطور که حدس زده می شد، هزینه های بالایی آفرید. پیش از اینکه &laquo;روحانی&raquo; بتواند، موفّق به برقراری یک "دیالوگ تلفنی" با &laquo;رئیس جمهور آمریکا&raquo; شود؛ چنین سابقه ای وجود نداشته است. بازخوانی تلاش های دولتمردان و برخی از سیاستمداران &laquo;جمهوری اسلامی&raquo; برای برقراری روابط دوطرفه با &laquo;ایالات متّحده&raquo; پُر است از موانعی که عمدتاً از سوی آمریکا ایجاد شده و باعث بدبینی و توقّف در مذاکرات شده است. تلاش های &laquo;بازرگان&raquo;، &laquo;ابراهیم یزدی&raquo;، &laquo;هاشمی رفسنجانی&raquo; در حدّاقل دو مقطع مهم، &laquo;محمّد خاتمی&raquo; و تیم خارجی- امنیتی اش و دست آخر برخی از مکاتبات &laquo;محمود احمدی نژاد&raquo;؛ همه به افتضاح هایی فراموش نشدنی تبدیل شدند، فقط به این دلیل که آمریکایی ها با دیدن هر نرمشی، خواستار نرمش بزرگتری بودند. لذا واضح است که برقراری "دیالوگی تلفنی" بین &laquo;روحانی&raquo; و &laquo;اوباما&raquo;، هزینه های بالایی را برای دولت جدید بوجود آورده باشد. همه و مِن جمله تصمیم سازان و تصمیم گیران در آمریکا از این واقعیت باخبرند، این حقیقت که بیش از آنکه &laquo;اوباما&raquo; برای ارتباط با ایران تحت فشار داخلی باشد، این &laquo;روحانی&raquo; و &laquo;جمهوری اسلامی&raquo; هستند که فشارهای فراوانی را بخاطر این تلفن 15 دقیقه ای متحمّل شده و می شوند. بنابر این، واهمه از اینکه تجربه دردناک افزایش فشارها، بخاطر نرمش های یک دولت؛ بار دیگر بر روابط سایه بیفکند، ارکان هیئت دیپلماسی دولت را فرا گرفته است. شاید آمریکایی ها فکر می کنند، ما، ملّت و دولتی هستیم که همیشه و بعد از طی شدن زمان، سعی می کنیم؛ آزموده های تلخ را بار دیگر بیازماییم؟ شاید این تصوّر وجود دارد که طعم تلخ، تحقیرآمیز و زننده شکست های ناشی از رابطه با آمریکا به متن و توده های مردمی کشیده نشده است و اینکه ایرانیان "حافظه تاریخی بلندمدّتی" ندارند؟! ولی اینها فقط تصوّرها و گمانه ها هستند، تصوّرهایی که به طور دقیق و علمی به بوتّه آزمایش گذاشته نشده اند. علیرغم این مسئله، آنها بار دیگر در حال تحقیر نماینده های ایران هستند، آن هم درست بعد از اینکه این نماینده ها برای اثبات حُسن نیّت شان، تلاش های غیر متعارفی را به خرج داده و هزینه های بالایی را از جیب نظام و ملّت پرداخته اند.بلافاصله بعد از اتمام "ماه عسل روحانی- اوباما" در &laquo;نیویورک&raquo; که با تماس تلفنی بی سابقه ای، خاتمه یافت؛ گویا آمریکایی ها قصد دارند، "گربه را، در حجله بکشند"! آنها بطور منظّم، پالس هایی در عرصه "دیپلماسی رسانه ای" فرستاده اند که به خوبی معنای ایجاد فشار را با خود همراه داشته باشند. یکی از مقامات آمریکایی حاضر در نشست &laquo;1 5&raquo; (احتمالاً &laquo;وندی شرمن&raquo;، معاون ارشد وزیر خارجه آمریکا)، در محفلی به خبرنگاران آمریکایی می گوید: &laquo;اگر ایران تک تک چیزهایی که می خواهیم، را انجام بدهد؛ تحریم ها برداشته می&zwnj;شود، به شرط آنکه "تک تک" کارهایی که می خواهیم؛ انجام شود ... ایران می تواند برنامه غیرنظامی هسته ای بدون غنی سازی داشته باشد، مثلاً غنی سازی در جای دیگر انجام شود.&raquo; &laquo;ویلیام هیگ&raquo; (وزیر خارجه انگلیس) به &laquo;خبرگزاری ترند&raquo; می گوید: &laquo;این اقدامات عملی است که مبنای قضاوت خواهد بود. بسیاری از جنبه های برنامه هسته ای ایران شفّاف نیست.&raquo; همچنین &laquo;سایت استار کانادا&raquo; در خبری نوشت: &laquo;جان بایدن&raquo; (وزیر خارجه کانادا) خواستار اعمال تحریم های شدیدتر علیه ایران شد ... وی گفت: با لبخند و کلمات نمی توان تهدیدات را رفع کرد.&raquo; همچنین &laquo;روزنامه نیویورک تایمز&raquo; در گزارشی به شوک آور بودن شروط آمریکا برای ایران اذعان کرده و می نویسد: &laquo;اصل نگرانی هایی که &laquo;اوباما&raquo; به آنها اشاره می کرد، این واقعیت بود که آیا رهبران ایران، خواهند پذیرفت تا تأسیسات میلیاردی هسته ای خود - که این حجم سنگین از رنج را بابت آن متحمّل شده اند- را از بین ببرند ... همانطور که &laquo;گری سیمور&raquo; (مشاور هسته ای سابق اوباما) گفته، آنچه هزینه کاهش تحریم های فلج کننده خواهد بود؛ سپاه پاسداران و هزاران دانشمند، مهندس و کارگر در سراسر ایران را با شوک بزرگی روبرو خواهد کرد.&raquo; البتّه این پالس ها تا حدودی بر سیاست های داخلی کشور نیز سایه انداخت، چرا که &laquo;محمّدجواد ظریف&raquo; در گفتگوی زنده ای در &laquo;شبکه خبری A.B.C&raquo; گفت: &laquo;حقّ غنی سازی قابل مذاکره نیست.&raquo; مسئله این است که چنین پاسخ هایی به هیچ وجه در حدّ و اندازه فشارهای بوجود آمده نیست و بطور معمول به عنوان "دیپلماسی انفعالی" ارزیابی می شود.سئوالی که بسیاری از خود می پرسند، این است که، چرا آمریکا قصد ندارد کمی مسیر دیپلماسی را برای تیم جدید دولت راحت تر و آزادتر کند؟ و اینکه، چرا کوچکترین نشانه ای از یک نرمش متقابل از سوی آمریکا دیده نمی شود؟ آمریکایی ها در گردابی گیر افتاده اند که از بی توجّهی به تفسیر درستِ "نرمش قهرمانانه"، ناشی می شود. غرب در "روان شناسی سیاسی" از رویکرد جدید رهبری انقلاب اسلامی دچار اشتباه محرزی شده، "نرمش" در &laquo;جمهوری اسلامی&raquo;، مشروط و منحصر به "قهرمانانه" و عزّت مدارانه بودن آن است. مجوّزی که کلید مورد نظر &laquo;روحانی&raquo; را به او سپرده و در &laquo;نیویورک&raquo; همراه او بود، مشروط و کوتاه مدّت است. این یک آزمایش بزرگ هم برای آمریکا و هم برای شیوه جدید &laquo;دولت یازدهم&raquo; خواهد بود. آمریکایی ها الآن باید نگران باشند که پنجره جدید تا چه حدّ باز خواهد ماند. &laquo;حسن روحانی&raquo; سعی کرد، این موضوع را صریحاً به طرف غربی گوشزد کند. این وقتی بود که &laquo;روحانی&raquo; گفت: &laquo;دولت ایران می خواهد، در مدّت 3 تا 6 ماه با طرف های غربی به توافقی هسته ای دست یابد.&raquo; خواسته ای که به گوش &laquo;کری&raquo; رسید، ولی نه کامل؛ چرا که وی توافق در چنین مدّتی را به پذیرش شروط از طرف ایران محدود کرد. وی در مصاحبه ای که پیش از نشست &laquo;1 5&raquo; با &laquo;شبکه خبری C.B.S&raquo; انجام داده بود، دراینباره گفت: &laquo;تا زمانیکه یک روند قابل راستی آزمایی و شفّاف برقرار نشود، آمریکا تحریم ها را لغو نخواهد کرد ... بله، (توافق هسته ای طیّ 3 یا 6 ماه) امکان پذیر است. می توان حتّی زودتر از این به توافق دست یافت؛ به این بستگی دارد که ایران چقدر صادقانه و شفّاف عمل کند.&raquo;وقتی دکتر &laquo;روحانی&raquo; برای نُطق اش پشت تریبون &laquo;سالن اجلاس سران&raquo; حاضر شد، یک کُد مشخّص به آمریکایی ها نشان داد: &laquo;من سخنان امروز پرزيدنت &laquo;اوباما&raquo; را با دقّت دنبال کردم... مي توان به چارچوبي براي مديريت اختلافات رسيد ... در اين زمينه، انتظار ما از &laquo;واشنگتن&raquo;، شنيدن "صداي واحد" است.&raquo; . در این چند روز، آمریکا کاملاً عیان و بی پرده، به این انتظار بی اعتنایی کرده و نوعی از تحقیر دیپلماتیک در نسبت با هیئت اعزامی ایران را به نمایش گذاشته است. &laquo;خبرگزاری رویترز&raquo; در گزارشی از فضای حاکم بر &laquo;کنگره&raquo; می نویسد: &laquo;&laquo;آرون دیوید میلر&raquo; (مقام ارشد سابق وزارت خارجه آمریکا و عضو مرکز &laquo;وودرو ویلسون&raquo;) گفت: &laquo;کنگره&raquo; قصد ندارد، فرصتی به ایران بدهد. به گزارش &laquo;V.O.A&raquo; تعدادی از اعضای کنگره پس از شنیدن سخنرانی &laquo;روحانی&raquo; در مجمع عمومی ضمن صدور بیانیه هایی خطاب به &laquo;اوباما&raquo; از وی خواستند؛ با چشم باز با ابتکارهای دیپلماتیک روبرو شود. &laquo;روبرت مندنز&raquo; (رئیس کمیته روابط خارجی سنا) با ملحق شدن به قانونگذاران "جمهوری خواه" از &laquo;اوباما&raquo; خواست؛ موضعی جدّی و سخت در مورد ایران اتّخاذ کند. &laquo;اد رویس&raquo; (رئیس کمیته امور خارجه مجلس نمایندگان) گفت: ما می توانیم از طریق تحریم های فلج کننده به اعمال فشار بیشتر بر این رژیم ادامه دهیم.&raquo; همزمان چندین مجموعه تحلیلی- فکری و مِن جمله &laquo;پایگاه تحلیلی المانیتور&raquo;، به نقل از سناتورهای آمریکایی به حقّ قانونی &laquo;رئیس دولت فدرال&raquo; در تعلیق یکجانبه "قوانین تحریمی" اشاره می کنند: &laquo;چرا پرزیدنت &laquo;اوباما&raquo; از اختیارات خود استفاده نکند و "تحریم های بانک مرکزی" را برای 120 روز به "تعلیق" در نیاورد؛ در مقابل ایران نیز گام های جدّی بر ندارد؟&raquo; . مبرهن است، که این یک "عملیات سیاسی- روانی" ساخت یافته، جهت افزایش قدرت چانه زنی آمریکا، روی میز مذاکره است.روزی که &laquo;اوباما&raquo; و &laquo;روحانی&raquo; بر اساس یک سوءتفاهم بزرگ، با هم روی یک خطّ تلفنی قرار گرفتند، عُمده تحلیل گران و حتّی افکار عمومی به محتوای تماس اهمّیتی نمی دادند؛ برای اغلب، این مهم بود که درخواست تماس از چه کسی بود و اینکه تماس چه پیامی داشت. درست از همین جهت بود که تیم ایران سعی کرد، اوّلین کسی باشد که خبر تماس را رسانه ای می کند، آنجا که این خبر به سرعت توسّط &laquo;حساب کاربری روحانی در توئیتر&raquo; منتشر شد . در عوض آمریکایی ها از قدرت نفوذشان در رسانه های جهانی استفاده کردند و خبر را منطبق با دیدگاه خودشان در سطح وسیع تری به جریان انداختند؛ اکنون بازنده این شطرنج، تیم ایران است که به یک چیدمان از قبل طرّاحی شده، ورود یافت. امّا واقعیت این بود که یک دلّال سیاسی در این بین کاری کرد که هر دو طرف به این پندار برسند که؛ طرف مقابل برای اوّلین بار درخواست تماس را داشته است . اینکه آن دلّال چه کسی بود و مأمور کدام دستگاه بود، ذاتاً مهم است ولی مهمتر؛ این است که این دلّالی به بهانه افزایش فشارها بر ایران تمام شد. بازتاب تماس از این زاویه که ایران چنین درخواستی داشته، پیامی نداشت جز اینکه؛ ایران در موضع ضعف قرار دارد و "سامانه تحریم ها" (گلوله نقره ای و طلایی نتانیاهو) در حال تأدیب ایرانیان است، اینکه "رأی به روحانی" برآمده از آثار تحریم هاست.هفته پیش بود که &laquo;نتانیاهو&raquo;، چند روز پس از خروج دکتر &laquo;روحانی&raquo; از آمریکا، به آنجا رفت. آقای &laquo;نخست وزیر&raquo;! به دیدار رئیس جمهوری رفت که دیدار پیشین اش با او، حاشیه های بسیاری آفریده بود. در آن دوره، &laquo;نتانیاهو&raquo; به دلیل عدم تعیین خطّ قرمز توسّط &laquo;اوباما&raquo; برای &laquo;برنامه هسته ای ایران&raquo; از او ناراحت بود و &laquo;اوباما&raquo; هم متقابلاً بدلیل حمایت &laquo;AIPAC&raquo; و &laquo;نتانیاهو&raquo; از &laquo;میت رامنی&raquo;؛ از &laquo;نتانیاهو&raquo; گلایه داشت. البتّه برخی آن شکاف را ساختگی و در راستای "عملیات رسانه ای" تفسیر می نمودند، با این حال، اینبار &laquo;نتانیاهو&raquo;؛ ناراحت آمد و خوشحال برگشت. هر دو وحدت نظر داشتند. &laquo;خبرگزاری رویترز&raquo; به نقل از &laquo;اوباما&raquo; درباره نتایج این دیدار، می نویسد: &laquo;وی گفت، اصرار دارد قبل از آنچه او به آن "تسکین تحریم ها" می گفت؛ بررسی های دقیق و سطح بالایی، درباره مهار هسته ای ایران صورت بگیرد... (اوباما گفت:) با چشمانی باز وارد مذاکره شده ایم. هیچ گزینه ای از جمله "گزینه نظامی"، را از روی میز برنداشته ایم ... ایران بخاطر تحریم ها آماده مذاکره شد و ما می خواهیم با حُسن نیّت، اراده آنها را بیازماییم.&raquo; همچنین &laquo;نتانیاهو&raquo; گفت: &laquo;قدردان هستم که در بیانیه خود مطرح کردید که کلمات "آشتی جویانه" ایران باید با اقدامات واقعی همراه باشد؛ اقداماتی شفّاف، مستند و معنی دار... آزمون نهایی برای توافق با ایران این است که آیا ایران دست از "برنامه نظامی" خود بر می دارد یا نه. این حرف آخر ما است... اگر می خواهید دیپلماسی کارگر باشد، تحریم ها باید در طول مذاکرات بالاتر رود و زمانی می توان آنها را کاهش داد؛ که موفّقیت ما در این زمینه قابل اثبات باشد.&raquo; جالب اینکه، &laquo;نتانیاهو&raquo; قبل از سوار شدن بر هواپیمایش در اراضی اشغالی گفته بود: &laquo;من می خواهم، در مقابل گفتگوهای شیرین و لبخندها، حقیقت را بگویم! بالاخره کسی باید حقیقت را بگوید.&raquo;&nbsp; اینکه تصوّر شود، دیپلمات ها در دو طرف، حقیقت "دیپلماسی نیویورکی" را نفهمیده اند؛ یک واقعیت تلخ و خطرناک است. اگر چنین باشد، در واقع کسی که در حال "نرمش قهرمانانه" است، فراموش کرده که حریف کیست، چه می خواهد و او برای چه در حال "نرمش قهرمانانه" در برابر اوست. این اگر واقعیت داشته باشد، قطعاً یک سم مهلک خواهد بود.می توان فرض کرد که بکارگیری لجام گسیخته اهرُم های فشاری اخیر حاصل این عقیده است که ایران در موضع ضعف قرار دارد و تلاش ها برای "شرطی نشان دادن اقتصاد ایران" به نتیجه مطلوبی در داخل رسیده؛ عقیده ای که گویا ادّعای تقاضای تماس تلفنی از طرف ایران، بهترین شاهد مثال اش بوده است. حالا و بعد از این گاف راهبُردی یک راه حلّ و یک نوشدارو وجود دارد، این راه که هیئت دیپلماتیک ایران، طرف مقابل را سریعاً قانع کند که ادامه روند فشاری، تنها و تنها به این ختم خواهد شد که "کلید دیپلماسی" که نظام آن را در جیب های &laquo;روحانی&raquo; قرار داده؛ پس گرفته شود و دوره ای از مقاومت و ابتناء سیاست بر "استحکام درونی کشور" بار دیگر به اجراء درآید. درغیراین صورت "وزیر خارجه ظریف" باید منتظر ظریف تر و نحیف تر شدن، قدرت چانه زنی ایران پای میز مذاکره باشد. باید مشخّص شود که مجوّز کوتاه مدّت و مشروط نظام به دولت جدید، به هیچ وجه از روی ضعف و اجبار نبوده است؛ شاید این یک تاکتیک باشد نه استراتژی. ایران در موضع ضعف و در موقعیت سال های دهه 60 و حتّی 70 نیست، دوره &laquo;قطعنامه 598&raquo; که اخیراً برخی از عناصر راست و اصلاح طلبان آن را مصداق "نرمش قهرمانانه" دانستند! سپری شده است. آقایان، هنوز رهبری جمله ای نگفته اند که گزاره قبلی شان مبنی بر "وضعیت خیبری انقلاب اسلامی" را منسوخ کند. اگر "نرمشی" هست، مشروط و امتحان بزرگی است برای آمریکایی ها و همه آنهایی که در داخل مدّعی اند؛ آمریکا در عمل هم مانند نامه هایش اقدام خواهد کرد. &laquo;598&raquo;، &laquo;تعلیق داوطلبانه&raquo; و &laquo;جام زهر&raquo; جدیدی در راه نیست؛ این منحصراً یک تاکتیک هوشمندانه، از موضع بالا و راهگشا برای جابجایی کوتاه مدّتِ برخی حسّاسیت هاست. گمان نمی کنیم که اتاق فکرهای آمریکا، &laquo;شورای روابط خارجی&raquo; و &laquo;شورای امنیت ملّی کاخ سفید&raquo; توانسته باشند، محتوای این "کلید جدید" را به خوبی درک و به &laquo;اوباما&raquo; فهمانده باشند.]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 19:38:20 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>حصر سران فتنه لغو می شود؟</title>
<link>https://taha.loxblog.com/حصر-سران-فتنه-لغو-می-شود</link>
<guid>https://taha.loxblog.com/حصر-سران-فتنه-لغو-می-شود</guid>

<description><![CDATA[

محمدحسن دیباجپس از آزادی تعدادی از محکومان امنیتی فتنه سال 88 موجی از تحلیل های رسانه ای بر آن متمرکز شد که شاید سیاست نظام اسلامی مبنی بر محصور سازی دو تن از سران فتنه تغییر یافته و قرار است که اینان به زودی آزاد شوند.
بازی رسانه های داخلی و خارجی فتنه گران؛حصر سران فتنه لغو می شود؟محمدحسن دیباجپس از آزادی تعدادی از محکومان امنیتی فتنه سال 88 موجی از تحلیل های رسانه ای بر آن متمرکز شد که شاید سیاست نظام اسلامی مبنی بر محصور سازی دو تن از سران فتنه تغییر یافته و قرار است که اینان به زودی آزاد شوند.تاکنون از ظلم عظیم سران فتنه مطالب فراوانی گفته و شنیده ایم. از اینکه عده ای برای منافع مادی با دشمن همنوا شده و دل دشمن را به خود جلب کرده و مایه امیدواری آنان شدند. از اینکه همینان آتش بر دامن مردم ریختند و جواب خون هایی که بر زمین ریختند را هم ندادند. از اینکه برخی از اصحاب فتنه از معاقبه و بازخواست در رفتند و بعد هم با پررویی تمام نامزد ریاست جمهوری شدند. گو آنکه رد صلاحیت شدند اما امروز به زعم خود در حال ریاست بر رئیس جمهور هستند و ...اما شاید کمتر از این سخن به میان آمده باشد که پس از فتنه به این پیچیدگی و عمق،&zwnj;&nbsp; پس از آنکه تنها دو تن از مترسک های این فتنه به حصر کشیده شدند،&zwnj; چرا مابقی آنان اجازه یافتند تا در صحنه دیگری همچون ریاست جمهوری 92 عرض اندام کرده حتی تا مرحله معاون رئیس جمهور یا مشاور وی یا وزیر و رئیس کل و ... قرار گیرند و امروز راس اصلی این فتنه نیز مستانه در کوی و برزن، با انجام سفرهای استانی و مانور های سیاسی، همه شعارهای مردم علیه خود و خاندانش را در 9 دی 88 به فراموشی سپرده و به اصطلاح همه را استهزا بگیرد؟ماجرا آن است که به جز مردم و رهبری و قشر معدودی از نخبگان و خواص،&zwnj; ما بقی اگرچه در ظاهر به مناسبت تغییر احوال و نان به نرخ روز خوردن دم از محکومیت ظلم فتنه گران می زدند&zwnj;،اما در باطن اعتقادی به آنچه می گفتند نداشته و نمی خواستند تا رابطه شان با اصحاب فتنه مخدوش گردد. از این رو بود که بخشی از آنان در ایام فتنه سکوت پیشه نمودند و به ساکتین فتنه مشهور شدند. اینان گرچه به اصولگرایی هم مشهور بوده و در صدر مفهوم اصول مداری شان، ویژگی پیروی از رهبری را ذکر می کردند اما وقتی ندای این عمار رهبری را شنیدند آن را به سادگی هرچه تمام تر بر زمین نهادند و تازه در خفا با فتنه گران نرد عشق باختند. اینان همان زمینه سازان بازگشت فتنه گران بودند. اینان بودند که به لابی گری به نفع فتنه پرداخته و به جای آنکه وظیفه خود را انجام دهند به واسطه گری به نفع فتنه مشغول شدند. از این واسطه گری هم البته بهره خود را برده و در دولت یازدهم مناصب مناسبی اخذ کرده و از دوستی خود بهره ها بردند. اتفاقا همین ایشانند که امروز هم در صدد رهانیدن سران فتنه از عذاب روانی محصور شدن به سر می برند.از سوی دیگر یکی دیگر از دلایل به فراموشی سپردن گناه بزرگ فتنه گری در داخل کشور از سوی خواص و در دست گیری قدرت توسط ساکتین و پدرخوانده فتنه آن بود که تدبیر رهبری برای پیشبرد جامعه به فراموشی سپرده شد و آنچه برخی خود می خواستند اولویت جامعه شود جایش را به آنچه رهبری فرموده بود، داد. رهبری انقلاب اسلامی در طول دو سال قبل از انتخابات سال 92 بارها به سیاسیون هشدار داده و از آنان خواستند که فتنه را ببینند. در مقابل خواستند که آنچه که مهم نیست را نادیده گرفته و بر اصلی ها متمرکز شوند. اما فرعی هایی که اصلی شدند، جای اصلی های حقیقی را گرفت.ساکتین که پیش از این خطر سران و مجموعه عوامل فتنه را به فراموشی سپردند در این مقطع نیز نقش فعالی ایفا کردند و برای تبدیل فرعیات به اصلی ها سعی ویژه ای به کار بستند.در کنار آن هم برخی از راستگرایان گمان کردند که اگر دولت مستقر را با خاک یکسان کنند و هرچه می توانند به ائتلاف با فتنه گران و اصلاح طلبان همت گماشته و وضعیت را سیاه جلوه دهند؛ این، آنان هستند که می توانند اقبال مردم را کسب کرده و سکان قدرت اجرایی را در دست گیرند. اینان نیز با هجمه علیه دولت و کوبیدن بر طبل مشکلات زمینه روی کار آمدن دولت یازدهم را فراهم ساختند. از سوی دیگر خود دولت دهم نیز در مقاطعی با رفتار نامناسب مشهور به خانه نشینی از یک سو و از طرف دیگر با زمین نهادن و نشنیدن نقدهای دلسوزانه منتقدین منصف،&zwnj; زمینه افزوده شدن فریادها علیه خود را هموار ساخت. اینکه راستگرایان فراموش کردند تا همانگونه که رهبری از خواص انتظار داشت به وظیفه خود عمل کنند، اما منجر به این خواهد شد که هر آنچه در سبد اصولگرایان حقیقی طی سالیان گذشته ریخته شده است در مدت کوتاهی بر باد رود و این حاصل نشناختن وظیفه و شانه خالی کردن از آن است.امروز اما روز دیگری است. به تعبیر رهبر انقلاب مردم ما که خالق 9 دی هستند زنده اند. مردم می بینند که پدرخوانده فتنه در حال ترک تازی است و این مردمی که در خیابان ها &laquo;نه به فتنه&raquo; را سر دادند می بینند که عده ای برای شکستن حصر سران فتنه دست از پا نمی شناسند. واقعیت این است که اگر حصری شکسته شود،&zwnj; مردم به وظیفه خود عمل می کنند. چراکه تا به حال هم این حصر، بیش از آنکه برای کنترل سران فتنه باشد برای حفاظت آنان از خشم انقلابی مردم بوده است.]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 19:38:20 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>عزت وعبرت</title>
<link>https://taha.loxblog.com/عزت-وعبرت</link>
<guid>https://taha.loxblog.com/عزت-وعبرت</guid>

<description><![CDATA[

مهمترین دست آورد این سفر را باید دو عنصر &laquo;عزت و عبرت&raquo; دانست. همه امید رسانه های غربی و حتی برخی از رسانه های واداده داخلی این بود که رگ هایی از &laquo;جدایی دولت از حاکمیت&raquo; را در مواضع رئیس جمهور کشورمان در سازمان ملل مشاهده کنند، چیزی که در دوره خاتمی از برخی رسانه های عمومی کشورمان و دنیا بارها دیده شد. فضایی که این جریان در داخل و خارج از کشور ساخته بودند، نشان می داد که آنها منتظر ادبیاتی واداده از رئیس دولت یازدهم اند. سخنان دکتر روحانی هر چند با ادبیات دیپلماتیک ابراز شد اما بر خلاف این امید باطل بود و بر خلاف تصور آنها نشان داد که روحانی نماینده ملتی است که از مقاومت در برابر سلطه گران خسته نشده بلکه به دنبال آرمان ها و اصول خود است. به همین دلیل نیز برخی از رسانه های بیرونی که طی روزهای گذشته برای روحانی کف می زدند، بعد از این سخنان، ادبیات انتقاد را برگزیدند که این، خود نشانه حرکت درست و مواضع قابل قبول رئیس دولت یازدهم در سازمان ملل است. البته همه می دانیم و دکتر روحانی نیز نباید از یاد ببرد که این عزت، حاصل گام نهادن در مسیری و نقشه راهی است که امام خامنه ای برای هیءت ایرانی تعیین نمودند.
عزت وعبرتمهمترین دست آورد این سفر را باید دو عنصر &laquo;عزت و عبرت&raquo; دانست. همه امید رسانه های غربی و حتی برخی از رسانه های واداده داخلی این بود که رگ هایی از &laquo;جدایی دولت از حاکمیت&raquo; را در مواضع رئیس جمهور کشورمان در سازمان ملل مشاهده کنند، چیزی که در دوره خاتمی از برخی رسانه های عمومی کشورمان و دنیا بارها دیده شد. فضایی که این جریان در داخل و خارج از کشور ساخته بودند، نشان می داد که آنها منتظر ادبیاتی واداده از رئیس دولت یازدهم اند. سخنان دکتر روحانی هر چند با ادبیات دیپلماتیک ابراز شد اما بر خلاف این امید باطل بود و بر خلاف تصور آنها نشان داد که روحانی نماینده ملتی است که از مقاومت در برابر سلطه گران خسته نشده بلکه به دنبال آرمان ها و اصول خود است. به همین دلیل نیز برخی از رسانه های بیرونی که طی روزهای گذشته برای روحانی کف می زدند، بعد از این سخنان، ادبیات انتقاد را برگزیدند که این، خود نشانه حرکت درست و مواضع قابل قبول رئیس دولت یازدهم در سازمان ملل است. البته همه می دانیم و دکتر روحانی نیز نباید از یاد ببرد که این عزت، حاصل گام نهادن در مسیری و نقشه راهی است که امام خامنه ای برای هیءت ایرانی تعیین نمودند.گروه سیاسی طاها - هشت سال قبل وقتی احمدی نژاد قصد سفر به سازمان ملل را داشت، برخی از چهره های متنفذ و با سابقه سیاسی مانند هاشمی رفسنجانی و رسانه های همفکر با او، نه تنها روی خوشی به این سفر نشان ندادند بلکه این سفر را بدون دست آورد دانستند. برخی از این افراد از آنجا که می دانستند رئیس جمهور وقت کشورمان مطالبات آنها را مطرح نخواهد کرد، روی خوشی به این سفر نشان نمی دادند و برخی دیگر-&nbsp; که می توان هاشمی رفسنجانی را از جمله آنها دانست - معتقد بودند احمدی نژاد بی تجربه است و چون جامعه سلطه جهانی مسیر خودش را خواهد رفت، این سفرها هیچ فایده ای برای جمهوری اسلامی نخواهد داشت. شاید به همین دلیل بود که هاشمی علی رغم فرصتی که در اختیار داشت، در طول هشت سال ریاست جمهوری اش، هرگز در سازمان ملل حاضر نشد تا از این تریبون برای دفاع از حقوق مردم ایران بهره گیرد.رئیس دولت های نهم و دهم، در طول سال های گذشته تنها رئیس جمهوری بود که هر ساله با شرکت در این اجلاس، از فرصت تریبون سازمان ملل برای پرسشگری از نظام سلطه و طرح حقوق ملت ایران بهره برد و قبل از آن تنها یکبار شهید رجایی و یکبار مقام معظم رهبری - وقتی پس از شهادت رجایی به ریاست جمهوری رسیدند - و دو بار خاتمی در اجلاس های مختلف سازمان ملل حضور داشتند. با مرور اخبار رسانه های آن روز به روشنی در می یابیم که سفر شهید رجایی و رهبر معظم انقلاب از آنجا که با ادبیات پرسشگری و مطالبه حقوق ملت ایران و مظلومان جهان همراه بود، با عصبانیت نظام سلطه مواجه شده است که البته در دو دوره حضور محمد خاتمی، این فضا به دلایل مختلف برعکس شد. احمدی نژاد اما با تمام انتقادهای واردی که به برخی رفتارهای داخلی او در سال های اخیر مطرح می شود، همواره از تریبون سازمان ملل به خوبی در راستای دفاع از مبانی جمهوری اسلامی بهره برد هر چند ادبیات او نیز در دو سال پایانی دولت دهم، متفاوت تر از ادبیات سال های نخست حضورش شده بود.امسال اما رئیس جمهور یازدهم در حالی به سازمان ملل سفر کرد که امام خامنه ای در دیدار با فرماندهان سپاه از نرمش قهرمانانه سخن گفته بود و روحانی در مصاحبه با رسانه ها از تام الاختیار بودن خود در مواجهه با همتایانش از جانب رهبر انقلاب سخن می گفت، حتی قبل از سفر در گفتگو با یکی از رسانه های غربی اعلام کرد که دیدار با اوباما در برنامه او گنجانده نشده ولی در عالم سیاست هر چیزی ممکن است. همین ادبیات سبب شد تا برخی دلسوزان با نگرانی اخبار سازمان ملل روحانی را دنبال کنند و برخی از رسانه ها و جریانات دلبسته به آمریکا قند در دلشان آب شود و هر روز از رویای ملاقات اوباما و روحانی بنویسند.سخنان روحانی در شصت و هشتمین اجلاس سازمان ملل و گفتگوهای وی با رسانه ها و شخصیت های سیاسی و فرهنگی، هرچند مانند اکثر اظهارات رئیس دولت نهم و دهم در اجلاس سال های قبل، آتشین نبود و با صراحت هویت استکباری نظام سلطه را به چالش نکشید اما مانند حضور خاتمی در سازمان ملل هم با وادادگی همراه نبود. بنابراین نمی توان سخنان وی را به دور از بیان واقعیت ها و رویکرد حق طلبانه جمهوری اسلامی دانست. طرح موضوعاتی همچون &laquo;جهان علیه خشونت و افراطی گری&raquo; و طرح موضوع &laquo;ائتلاف برای صلح&raquo; در برابر &laquo;ائتلاف برای جنگ&raquo; توانست تا حدودی نظام سلطه را به چالش بکشد. روحانی در اظهارتش به خوبی نسبت به تحریم کشورمان اعتراض و از حقوق هسته ای کشورمان دفاع کرد و با اشاره به صلح مبتنی بر آرای مردم در همه دنیا به اوضاع سوریه و بحرین اشاره کرد و در فراز دیگری از سخنانش از حقوق فلسطینیان دفاع کرد و راه حل نظامی برای موضوع سوریه را غلط دانست. بر همین اساس باید از مواضع وی تقدیر کرد و امیدوار بود که روحانی همین مسیر را ادامه دهد.مواضع اوباما اما در این اجلاس نیز جالب توجه بود. رئیس جمهور آمریکا هر چند بر خلاف حمایت هایی که از سازمان منافقین به عمل می آورد و بودجه ای که برای حمایت از براندازان نظام اسلامی تصویب می کند و بر خلاف حمایت هایی که از فتنه گران در طول سال های گذشته داشته، اعلام کرد که آمریکا به دنبال تغییر نظام جمهوری اسلامی نیست! وی به فتوای رهبر معظم انقلاب درباره عدم جواز شرعی استفاده از سلاح هسته ای اشاره کرد و آن را آغازی برای به رسمیت شناختن حق هسته ای کشورمان دانست اما در عین حال از مسئولان ایرانی خواست تا حرف و عملشان یکی باشد! با این که همه می دانند آمریکا تنها کشوری است که از سلاح هسته ای علیه مردم دنیا استفاده کرده است. رئیس جمهور آمریکا از ایران و روسیه خواست که دنبال ابقای بشار اسد در سوریه نباشند! وی همچنین با صراحت اعلام کرد که دولتش هرگز در مورد امنیت اسرائیل مصالحه نمی کند!این سخنان اوباما حکایت از این می کرد که دولت آمریکا هیچ تغییری در رویکرد خصمانه خود نداشته است و به قول آقای روحانی صدای واحدی از دولتمردان آن شنیده نمی شود. &nbsp;اما مهمترین دست آورد این سفر را باید دو عنصر &laquo;عزت و عبرت&raquo; دانست. همه امید رسانه های غربی و حتی برخی از رسانه های واداده داخلی این بود که رگه هایی از &laquo;جدایی دولت از حاکمیت&raquo; را در مواضع رئیس جمهور کشورمان در سازمان ملل مشاهده کنند، چیزی که در دوره خاتمی از برخی رسانه های عمومی کشورمان و دنیا بارها دیده شد. فضایی که این جریان در داخل و خارج از کشور ساخته بودند، نشان می داد که آنها منتظر ادبیاتی واداده از رئیس دولت یازدهم اند. سخنان دکتر روحانی هر چند با ادبیات دیپلماتیک ابراز شد اما بر خلاف این امید باطل بود و بر خلاف تصور آنها نشان داد که روحانی نماینده ملتی است که از مقاومت در برابر سلطه گران خسته نشده بلکه به دنبال آرمان ها و اصول خود است. به همین دلیل نیز برخی از رسانه های بیرونی که طی روزهای گذشته برای روحانی کف می زدند، بعد از این سخنان، ادبیات انتقاد را برگزیدند که این، خود نشانه حرکت درست و مواضع قابل قبول رئیس دولت یازدهم در سازمان ملل است. البته همه می دانیم و دکتر روحانی نیز نباید از یاد ببرد که این عزت، حاصل گام نهادن در مسیری و نقشه راهی است که امام خامنه ای برای هیءت ایرانی تعیین نمودند.سخنان اوباما نیز باید مایه عبرت کسانی باشد که خوشبینانه اختلافات ما با آمریکا را صرفا سیاسی و محصول بکارگیری ادبیات انقلابی می دانند و برای دست دادن روحانی و اوباما لحظه شماری می کردند. وقتی اوباما با صراحت از لزوم حفظ امنیت دولتمردان جنایتکار صهیونیسم و اسرائیل غاصب و کوتاه نیامدن از آن سخن می گوید و از جمهوری اسلامی ایران می خواهد تا به دنبال بقای نظام مردمی و ضد اسرائیلی سوریه نباشد و با پررویی از لزوم اعتمادسازی ایران در پرونده هسته ای سخن می گوید در حالی که آمریکا سابقه استفاده از سلاح هسته ای را دارد و از انبارهای سلاح هسته ای برخوردار است، باید پذیرفت که ریشه دشمنی آمریکا با ما قبل از این که سیاسی و دیپلماتیک باشد، ایدئولوژیک است. جمهوری اسلامی ایران هویت استکباری آمریکا و قدرت های سلطه گر را نشانه رفته و این چیزی نیست که آنها به راحتی از کنارش بگذرند. تا زمانی که نظامی اسلامی و مسئولان آن بر این هویت استکبارستیزی پای می فشارند، باید منتظر دشمنی مثل آمریکا باشند.هر چند دکتر روحانی در مصاحبه ای که قبل از سفر به نیویورک انجام داد، اعلام کرد که &laquo;متاسفانه در طول سال هاي گذشته چهره ملت ايران كه ملتي بزرگ، با تمدن و با فرهنگ است به گونه ديگري تصوير شده و اولين هدف بنده و همكارانم این است که بتوانیم&nbsp; چهره واقعي ملت ايران را به عنوان ملتي صلح دوست و با فرهنگ به جهانيان معرفي كنيم&raquo; اما اکنون خواهد دید که سردمداران کفر با همین مواضع وی که با ادبیاتی دیپلماتیک ابراز شده، همان خواهند کرد که در برابر ادبیات انقلابی داشته اند.این همان واقعیتی است که امام خامنه ای در آستانه سفر رئیس جمهور به سازمان ملل یادآور شدند: &laquo;هيچ كس در چشم اين دشمنان منفورتر از چهره&zwnj; درخشان و آفتاب فروزان امام بزرگوار ما نبود؛ برايش احترام قائل بودند، امّا از ته دل دشمنش بودند؛ به&zwnj;خاطر اينكه ايستاده بود، به&zwnj;خاطر اينكه امام با دو خصوصيّت بى&zwnj;نظير &laquo;بصيرت كامل&raquo; و &laquo;قاطعيّت تمام&raquo; - هم خوب مي ديد و درست مي فهميد، هم قاطع مى&zwnj;ايستاد - سدّى بود در مقابل پيشرفت اينها و در مقابل ناخن زدن و نيش زدن و ضربه زدن اينها؛ لذا با او دشمن بودند. البتّه عرض كرديم برايش احترام هم قائل بودند، مي فهميدند عظمت او را، امّا هرچه عظيم&zwnj;تر، از چشم آنها مبغوض&zwnj;تر؛ امروز هم همين&zwnj;جور است؛ هر كسى كه در پايبندى به اين ارزش اصولى و اصلى، يعنى ارزشى كه هويّت سياسى انقلاب را معيّن مي كند - لا تَظلِمونَ وَ لا تُظلَمون - پايبندتر باشد و بفهمد كه فهرست مشكلات توليد شده و ايجادشده&zwnj; دشمنان عليه نظام اسلامى در اين چهارچوب مي گنجد - هركسى با يك چنين بينشى و با ايستادگى در اين راه باشد - همان&zwnj; قدر براى آنها مبغوض است.&nbsp;&nbsp; البتّه عالَم ديپلماسى، عالَم لبخند زدن است؛ لبخند هم مي زنند، مذاكره هم مي كنند، درخواست مذاكره هم مي كنند، خودشان هم مي گويند. به يكى از اين سياستمداران غربى چند روز پيش از اين گفته بودند شما كه مي خواهيد مذاكره بكنيد با ايران، خب دشمن است ايران؛ گفته بود خب، آدم با دشمن مذاكره مي كند ديگر! يعنى اقرار به دشمنى با ايران؛ صريح مي گويند. علت دشمنى اشخاص نيستند، علت دشمنى اين حقيقت و اين هويّت است. همه&zwnj; آنچه كه مي گويند در اين چهارچوب بايد تفسير و تحليل بشود، در اين چهارچوب بايد فهميده بشود.&nbsp;ما مخالف با حركت هاى صحيح و منطقى ديپلماسى هم نيستيم؛ چه در عالم ديپلماسى ، چه در عالم سياست هاى داخلى. بنده معتقد به همان چيزى هستم كه سال ها پيش اسم&zwnj;گذارى شد &laquo;نرمش قهرمانانه&raquo;؛ نرمش در يك جاهايى بسيار لازم است، بسيار خوب است؛ عيبى ندارد، اما اين كشتى&zwnj;گيرى كه دارد با حريف خودش كشتى مي گيرد و يك جاهايى به دليل فنّى نرمشى نشان مي دهد، فراموش نكند كه طرفش كيست؛ فراموش نكند كه مشغول چه كارى است؛ اين شرط اصلى است؛ بفهمند كه دارند چه&zwnj;كار مي كنند، بدانند كه با چه كسى مواجهند، با چه كسى طرفند، آماج حمله&zwnj; طرف آنها كجاى مسئله است؛ اين را توجّه داشته باشند.&raquo;]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 19:38:20 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>معجزه شیخ رجبعلی خیاط</title>
<link>https://taha.loxblog.com/معجزه-شیخ-رجبعلی-خیاط</link>
<guid>https://taha.loxblog.com/معجزه-شیخ-رجبعلی-خیاط</guid>

<description><![CDATA[

یکی از دستور العمل های مهم تربیتی شیخ برنامه ریزی منظم برای خلوت کردنبا خدا و دعا و مناجات است وی میفرمود:شبی یک ساعت دعا بخوانید اگر حال دعا نداشتید باز هم خلوتبا خدا را ترک نکنید. بیداری در ثلث آخر شب آثار عجیبی دارد هرچیزی که از خدا بخواهی از گدایی سحرها میتوانی به دست آوریوقت ملاقات و رسیدن به وصال حضرت حق هنگام سحر است.&nbsp;دعاهای جناب شیخ:دعای یستشیر(در مفاتیح) دعای عدلیه دعای توسل مناجات امیرالمومنینمناجات خمسه عشره از امام سجاد( در مفاتیح)شب جمعه ها معمولا دعای کمیل میخواند.و البته دعای همیشگی او دو جمله بود:خدایا ما را برای خودت تربیت کن!خدایا پروردگارا مارا برای لقای خودت آماده کن!&nbsp;از خدا چه بخواهیم:شیخ به شاگردانش میگفت:رفقا زرنگی را از امامتان یاد بگیرید ببینید امام چگونه با خدا راز و نیاز میکند:من آمده ام به تو پناه آوردم آمده ام خودم را به تو بچسبانمآمده ام تو را در آغوش بگیرممن تو را میخواهم!&nbsp;راز خلقت:شیخ میگفت: شبی در حالت انس با خدا بودم التماس کردم که بدانمراز خلقت چیست؟ به من فهماندند راز خلقت احسان به خلق استو در جای دیگری میگوید:اگر میخواهی به خدا برسی و به حقیقت توحید راه پیدا کنی به خلق خدااحسان کن بار توحید سنگین وخطرناک است و هر کس توان آن را نداردولی احسان به خلق تحمل آن را آسان میکند.&nbsp;چند دستورالعمل از شیخ برای غلبه برنفس:۱-مداومت بر ذکر: لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم۲-ذکر: یا دائم یا قائم۳-صبح وشب سیزده بار بگویید:اللهم لک الحمد و الیک المشتکی و انت المستعان۴- اما آخرین ذکر یکی از قسمت های دعای ادریس(ع) است و خود شیخبا این ذکر نفس خود را از بین برده بود:یا زکی الطاهر من کل آفت بقدسهبرای محبت خداوند:شیخ میگفت فرستادن صلوات تا چهل شب برای ایجاد دوستی خدا در دلمناسب است.برای صفای باطن:صبح ها سوره صافات و شب ها سوره حشر را بخوانید به صفا و پاکیباطن میرسیدو معتقد بود اسم اعظم خدا در آیات آخر سوره حشر است.برای دیدن امام زمان( عج):خواندن آیه هشتاد سوره اسرا&nbsp; صد بار در هر شب تا چهل شب برای دیدنامام و تشرف خدمت ایشان بسیار از جانب شیخ به شاگردانشتوصیه میشد&nbsp; بسیاری از شاگردان ایشان بر اثر همین ختم به دیدار امامرسیدند و البنه خیلی از آنها در آن لحظه امام را نشناختند.برای شفای بیماری ها:شیخ میفرمود به هنگام بیماری یا مشکلات این ذکرها را بگویید:رب انی مغلوب فانتصر و انت خیرالناصرین اللهم صل علی محمد و آل محمدیا من اسمه دوا و ذکره الشفا صل علی محمد و آل محمددر آخر یک توصیه ارزشمند از شیخ:در عالم معنا به من الهام کردند که زیارت عاشورا بخوانرفقا تا زنده اید هر روز زیارت عاشورا بخوانید.&nbsp;دوستای خوبم این آخرین مطلبی بود که از شیخ رجبعلی خیاط گذاشتممن این مطالب رو از کتاب کیمیای محبت انتخاب کرده بودم نویسنده این کتابآقای محمدی ری شهری هستن اگر دوست دارید بیشتر با شیخ و صحبت هایزیبا و نورانیش آشنا بشید حتما این کتاب رو تهیه کنیددر اخر یه صلوات به روح این مرد بزرگ هدیه کنید.]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 19:38:20 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>تاسیس وبلاگ طلبه</title>
<link>https://taha.loxblog.com/تاسیس-وبلاگ-طلبه</link>
<guid>https://taha.loxblog.com/تاسیس-وبلاگ-طلبه</guid>

<description><![CDATA[

با کمک خداوند یکتا توانستم شعبه 2 وبلاگ هم تاسیس شود که به حول قوه الهی به کارش در فضای مجازی شروع به کار کرد
www.sobhan_pak.loxblog.com]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 19:38:20 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>نامه ای که آقا نوشت و چمران امضا کرد</title>
<link>https://taha.loxblog.com/نامه-ای-که-آقا-نوشت-و-چمران-امضا-کرد</link>
<guid>https://taha.loxblog.com/نامه-ای-که-آقا-نوشت-و-چمران-امضا-کرد</guid>

<description><![CDATA[

روایت آیت الله خامنه ای از حماسه آزادسازی سوسنگرد؛نامه ای که آقا نوشت و چمران امضا کردگروه حماسه 9 دی- متن زیر گفت&zwnj;وگوی حضرت آیت&zwnj;الله خامنه&zwnj;ای با برنامه &laquo;خاطرات جبهه&raquo; سیمای جمهوری اسلامی ایران در سوم مهرماه 1363 است.داخل سوسنگرد تقریباً کسی را نداشتیم. به مردم گفته بودیم تخلیه کنید، نیروهای ارتش و سپاه هم کم بودند. یک سرگرد نیروی هوایی را فرمانده نیروهای مستقر در سوسنگرد کرده بودیم. یعنی هم ارتش و هم سپاه و نیروهای نامنظم ـ که تحت فرماندهی شهید چمران بودـ تحت فرماندهی او بودند. البته تعدادی از بچه&zwnj;های افسر نیروی هوایی که با میل و رغبت داوطلب جنگ شده بودند آنجا بودند. 13- 12 افسر که یکی&zwnj;شان هم شهید شد. مدافعین شهر سوسنگرد همین عده قلیل بودند... گمان نمی&zwnj;کنم تعداد نیروها به 200 نفر هم می&zwnj;رسید. یقین داشتیم اگر عراقی&zwnj;ها سوسنگرد را بگیرند همه بچه&zwnj;ها قتل عام خواهند شد.
صبح یکشنبه رفتم اهواز. از آشفتگی و کلافگی سرهنگ سلیمی و بچه&zwnj;هایی که آنجا بودند، فهمیدم که هیچ کاری انجام نشده، خیلی اوقاتم تلخ شد... در این بین بنی صدر از دزفول با من تماس گرفت، شاید هم من تماس گرفتم، گفتم چنین وضعی است و بچه&zwnj;ها هیچ کاری نکردند و تو دستوری بده! او به من گفت خوب است شما به ستاد لشکر بروید آنها را نوازش بکنید و مسئولین لشکر را تشویقشان کنید، من هم از این طرف دستور می&zwnj;دهم، مشغول شوند و کار کنند.... مرحوم چمران و آقای غرضی رفته بودند منطقه را از نزدیک بازدید کنند. ما رفتیم ستاد لشکر 92... مشکل عمده ما نیرو بود. لشکرهایمان محدود بود. به قول لشکری&zwnj;ها منها بودند... هم تجهیزات کم داشت هم نیرو. تجهیزات را می&zwnj;شد فراهم کرد اما نیرو را نه. گفتیم گروه رزمی 148 بیاید به کمک یک گروهانی از تیپ2 لشکر 92. این لشکر در آنجا مواضع و خطوطی داشت که جایز نبود رهایش کند. اما یک گروهان را می&zwnj;توانست رها کند. گفتیم آن گروهان با گروه 148 مرکز خراسان بیایند محور حمیدیه- سوسنگرد تا خط تماس را طی کنند و آنجا مستقر شوند. بعد تیپ 2 لشکر 92، که قبلاً در دزفول بود و حالا مأمور شده بود به اهواز بیاید، از خط عبور کند. یعنی بیاید و از لابه&zwnj;لای اینها حمله کند. بنابراین تنها نیروی حمله&zwnj;ورمان تیپ 2 لشکر 92 بود. تیپ خوبی بود و فرمانده خوبی هم داشت... قرار شد نیروهای سپاه بروند به خورد ارتش. مثلاً یک گردان ارتشی 100 تا سپاهی را بگیرد... فرمانده سپاه جوانی به نام رستمی و اهل سبزه&zwnj;وار بود و شهید شد. پسر بسیار خوبی بود و جزو چهره&zwnj;های فراموش نشدنی من. از خصوصیات این جوان این بود که خیلی راحت با ارتشی&zwnj;ها برخورد و کار می&zwnj;کرد. او زبان آنها را می&zwnj;فهمید و آنها هم زبان او را. ارتشی&zwnj;ها هم خیلی دوستش داشتند. تعدادی نیروهای نامنظم هم در مشت چمران بود و قرار بود جلوتر از همه بروند و خط شکن&zwnj;های اول باشند. تعدادشان زیاد نبود اما کارایی چمران می&zwnj;توانست کارایی زیادی به آنها بدهد. این ترتیبی بود که ما دادیم و خیالمان هم راحت شد.ساعت حمله، در اصطلاح ساعت سین بود، علی الطلوع 26 آبان ماه بود. شب عملیات جزو شب&zwnj;های خاطره&zwnj;انگیز من است. شب عجیبی بود. من بودم با چمران و سرهنگ سلیمی و جوان دیگری به نام اکبر که از محافظان شهید چمران بود. یک پسر شجاع، خوش روحیه، متدین و جوان برازنده&zwnj;ای که فردای همان روز کنار چمران شهید شد... تا ساعت 12-11 صحبت&zwnj;ها را کردیم و بعد رفتیم بخوابیم و آماده شویم برای حرکت. تازه خوابم برده بود که چمران آمد پشت در اتاق و محکم در می&zwnj;&zwnj;زد که فلانی بلند شو!گفتم: چه شده؟گفت: طرح به هم خورد. از دزفول خبر دادند که تیپ 2 لشکر 92 را نیاز داریم و نمی&zwnj;توانیم بدهیم.یعنی نیروی حمله&zwnj;ور اصلی! من خیلی برآشفته شدم که چرا این کار را می&zwnj;کنند. این به جز اذیت&zwnj;کردن و ضربه&zwnj;زدن کار دیگری نیست. تلفن کردم به فرمانده نیروهای دزفول. تیمسار ظهیرنژاد آنجا بود.گفتم: چرا این دستور را دادید؟گفت: دستور آقای بنی&zwnj;صدر است و علت هم این است که این تیپ را برای کار دیگری به اهواز آوردیم و اگر بیاید آنجا منهدم می&zwnj;شود. این تیپ خوبی است و ما از ترس انهدام آن نمی&zwnj;خواهیم آن را وارد عملیات کنیم. مگر به امر.مگر به امر یعنی اینکه دستور ویژه&zwnj;ای از طرف فرماندهی بیاید که برو. من گفتم این نمی&zwnj;شود. اول اینکه چرا منهدم شود، کما اینکه فردا لشکر آمد و منهدم نشد. بعد هم اینکه چه کاری مهم&zwnj;تر از سوسنگرد؟ و اگر این تیپ نیاید یعنی تعطیل شدن این عملیات و باید بیاید. قرص و محکم گفتم شما به آقای بنی&zwnj;صدر هم بگویید که باید بیاید و دستور را لغو کنید.مرحوم چمران اصرار داشت با خود بنی&zwnj;صدر صحبت شود. راستش من ابا داشتم از اینکه با بنی&zwnj;صدر به مناقشه لفظی بیفتم. چون سرش نمی&zwnj;شد و بی&zwnj;خودی پشت سر هم چیزی می&zwnj;گفت. گفتم شما خودت صحبت کن! ... چمران تماس گرفت و عین همین&zwnj; صحبت&zwnj;ها که باید تیپ 2 لشکر 92 بیاید را به بنی صدر گفت. بنی صدر هم قولکی داد. قول داد که دستور دهد تیپ بیاید.چیزی که خیلی به کمک ما آمد پیغام مرحوم اشراقی بود. سر شب مرحوم اشراقی داماد امام، از تهران با من تماس گرفت و خبرها را پرسید. من گفتم قرار بر این است که عملیات انجام شود و ظاهراً من اظهار تردیدکرده بودم که دغدغه دارم و ممکن است عملیات انجام نشود، مگر اینکه امام دستور دهد. ایشان رفت با امام تماس گرفت، پیغام داد امام دستور دادند تا فردا سوسنگرد باید آزاد شود و تیمسار فلاحی هم باید مباشر عملیات باشد.من این را نگفته بودم چون دیروقت بود. شاید هم فکر می&zwnj;کردم که صبح بگویم. وقتی که این مسئله پیش آمد گفتم حالا وقتش است که این پیغام را بدهم. نشستم دو نامه نوشتم. یکی ساعت یک و نیم بعد از نصف شب و یکی ساعت دو.ساعت یک و نیم به سرهنگ قاسمی، فرمانده لشکر 92، نوشتم که داماد حضرت امام، از قول امام، پیغام دادند که فردا باید حصر سوسنگرد شکسته شود و اگر تیپ دو نباشد این کار انجام نمی&zwnj;شود. به تیمسار ظهیرنژاد گفتم و ایشان هم قول داده که با بنی صدر صحبت کند، تیپ بیاید و شما هم آماده باشید که تیپ را به کار بگیرید. مبادا به خاطر پیغامی که سر شب آمده، تیپ را از دور خارج کنید. نامه را دادم به دست یکی از برادرها و گفتم این نامه را می&zwnj;بری و اگر سرهنگ قاسمی خواب هم بود از خواب بیدارش می&zwnj;کنی و نامه را به دستش می&zwnj;دهی.یک نامه هم ساعت 2 برای سرتیپ فلاحی با همین مضمون نوشتم با این اضافه که امام گفتند سرتیپ فلاحی هم باید در جریان عملیات باشند و نظارت کنند. این ماجرا را هم نوشتم که می&zwnj;خواستند تیپ را از ما بگیرند و گفتیم که باید تیپ باشد و شما مسئول هستید که این را بگیرید و کار کنید.هر دو نامه را به شهید چمران دادم و گفتم شما هم بنویس که نظر هردویمان باشد. ایشان هم پای هر کدام یک شرح دردمندانه&zwnj;ای نوشتند. ایشان هم که می&zwnj;دانید خیلی ذوقی و عارفانه می&zwnj;نوشتند. من خیلی قرص و محکم نوشتم او خیلی دردمندانه. گفتم هر کس بخواند دلش می&zwnj;سوزد. ساعت 2 هم نامه دوم را برای سرتیپ فلاحی فرستادم.خیالم راحت بود که کار انجام می&zwnj;شود اما باز هم دغدغه داشتیم. بارها شده بود که کار تا لحظات آخر رسیده بود و به دلیلی تعطیل شده بود. صبح زود که از خواب برای نماز بلند شدم، دیدم اوضاع خوب است. ساعت 5 صبح تیپ 2 از خط عبور کرده بود. همان زمان که نامه را دریافت کردند، مشغول شدند و بعد از دریافت نامه حرکت کرده بودند.چنانچه بنا بر این بود که &laquo;به امر&raquo; کار کنند، تا آن آقا از خواب بلند شود به او بگویند و &laquo;به امری&raquo; منتهی شود، دستور ساعت 9 صادر می&zwnj;شد و ساعت 11 عملیات ناموفقی انجام می&zwnj;شد که قطعاً شکست می&zwnj;خوردیم.چمران هم بلند شد و رفت. من هم چند ملاقات داشتم که انجام دادم و رفتم به طرف جبهه و عملیات. البته وقتی رفتم دیدم شهید فلاحی هم رفته. صبح زود هم چمران و فلاحی رفته و هم آقای غرضی رفته بودند و اینها در خطوط مقدم و صحنه درگیری حضور داشتد. ما که رفتیم، جنگ دور گرفته بود و نیروهای ما پیش رفته بودند و حدود ساعت 10:30 بود که ظهیرنژاد هم آمدند و رفتند جلو. ما می&zwnj;رفتیم و در واحدهای عقبه و درگیر پیاده می&zwnj;شدیم و با آنها صحبت می&zwnj;کردیم. احوالشان را می&zwnj;پرسیدیم، خبر می&zwnj;گرفتیم. دائماً می&zwnj;گفتند که خبرها خوب است و پیش&zwnj;بینی می&zwnj;شد ساعت 2:30 ما وارد سوسنگرد شویم. حدود ساعت یک به اهواز برگشتم و می&zwnj;خواستم بیایم تهران. اهواز که رسیدم خبردادند که چمران مجروح شده و خیلی نگران شدم. چمران را آوردند. قضیه از این قرار بود که چمران و دو محافظش مشغول جنگیدن بودند که تنها می&zwnj;مانند و عراقی&zwnj;ها آنها را به رگبار می&zwnj;بندند. چمران بعداً گفت که من آن روز مثل ماهی می&zwnj;غلتیدم که رگبارها به من نخورد. آدمی قوی بود، در جنگ انفرادی قوی بود. یکی از محافظان جای امنی پیدا کرده بود که رگبارها به او نخورد اما اکبر جایی پیدا نکرده بود و شهید شده بود. پای چمران هم زخمی شده بود. یک کامیون عراقی از آنجا رد می&zwnj;شود و چمران هم می&zwnj;بیند که چیز خوبی است و کامیون را به رگبار می&zwnj;بندد. شوفر عراقی تیر می&zwnj;خورد و چمران به کمک محافظش وارد کامیون می&zwnj;شود و می&zwnj;افتد عقب کامیون. چمران مجروح را با یک کامیون عراقی از جنگ می&zwnj;آورند اهواز. ساعت2بود که رفتم بیمارستان. دیدم که حالش خوب است اما جراحت رانش نسبتاً کاری است و 40-30 روزی هم او را انداخت. او را از اتاق عمل بیرون آوردند و تمام سفارش&zwnj;اش این بود که نگذارید حمله از دور بیفتد و هی به من و سرهنگ سلیمی التماس می&zwnj;کرد که نگذارید حمله از دور بیفتد. همینطور هم بود و ساعت 2:30 بچه&zwnj;ها پیروز و مظفر وارد سوسنگرد شدند.]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 19:38:20 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>تایید هولوکاست خطای تاریخی یا خط سیاسی!</title>
<link>https://taha.loxblog.com/تایید-هولوکاست-خطای-تاریخی-یا-خط-سیاسی</link>
<guid>https://taha.loxblog.com/تایید-هولوکاست-خطای-تاریخی-یا-خط-سیاسی</guid>

<description><![CDATA[

عقب&zwnj;نشيني و مانور ناشيانه و از سرضعف رئيس دستگاه ديپلماسي کشور در برابر فلسفه وجودي دشمن جرّار و پرنفرتي همچون رژيم صهيونيستي که با ادعاي ديپلماسي عمومي در يکي از شبکه&zwnj;هاي اجتماعي غيرقانوني و فيلترشده در ايران صورت پذيرفت، موجي از حيرت و تعجب را در ميان مردم برانگيخت. هنوز چند ماه از بیان جمله استراتژیک رهبری انقلاب مبنی بر این که&laquo;من دیپلمات نیستم انقلابی ام&raquo;&nbsp; که در حقیقت تعیین کننده استراتژی سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران بود، نگذشته که وزیر امور خارجه به تایید افسانه هولوکاست روی آورد هر چند هنوز مشخص نیست که این اقدام ظریف ، خطای تاریخی است یا یک خط سیاسی از جانب دیپلمات های نیویورکی. ماجرا از آنجا آغاز شد که محمدجواد ظريف در پيام تبريکي به يهوديان و تبريک سال جديد عبري به آنها، خطاي فاحشي مرتکب شد. دختر رئيس پيشين کنگره آمريکا، &zwnj;نانسي پلوسي در پاسخ به حساب کاربري وزير امور خارجه ايران که سال جديد عبري را تبريک گفته بود، نوشت: &laquo;متشکرم، سال جديد اگر با پايان انکار هولوکاست از سوي ايران همراه بود، شيرين&zwnj;تر مي&zwnj;شد.&raquo; و اين حساب کاربري پاسخ عجيب و غيرقابل قبولي را براي دختر نانسي پلوسي داشت: &laquo;ايران هيچ&zwnj;گاه هولوکاست را انکار نکرده است، فردي که هولوکاست را انکار کرد، رفت. سال جديد مبارک.&raquo; نکته حائز اهميت اين است که وزير امور خارجه جديد ايران ترجيح داده است تا حتي مخاطب همين سطح نازل ديپلماسي عمومي خود يعني حضور در شبکه&zwnj;هاي اجتماعي را نيز نه ملت&zwnj;هاي مسلمان و نه ملت&zwnj;هاي ستم&zwnj;ديده جهان که مخاطبان اصلي ديپلماسي فرهنگي و عمومي انقلاب اسلامي در سي و چهار سال گذشته بوده&zwnj;اند، بلکه يهودياني انتخاب کند که به&zwnj;واسطه هياهو بر سر افسانه&zwnj;اي به نام هولوکاست، موفق شده&zwnj;اند بخشي از سرزمين&zwnj;هاي اسلامي را به اشغال خود درآورند و...
گروه سیاسی 9دی- عقب&zwnj;نشيني و مانور ناشيانه و از سرضعف رئيس دستگاه ديپلماسي کشور در برابر فلسفه وجودي دشمن جرّار و پرنفرتي همچون رژيم صهيونيستي که با ادعاي ديپلماسي عمومي در يکي از شبکه&zwnj;هاي اجتماعي غيرقانوني و فيلترشده در ايران صورت پذيرفت، موجي از حيرت و تعجب را در ميان مردم برانگيخت.هنوز چند ماه از بیان جمله استراتژیک رهبری انقلاب مبنی بر این که&laquo;من دیپلمات نیستم انقلابی ام&raquo;&nbsp; که در حقیقت تعیین کننده استراتژی سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران بود، نگذشته که وزیر امور خارجه به تایید افسانه هولوکاست روی آورد هر چند هنوز مشخص نیست که این اقدام ظریف ، خطای تاریخی است یا یک خط سیاسی از جانب دیپلمات های نیویورکی. ماجرا از آنجا آغاز شد که محمدجواد ظريف در پيام تبريکي به يهوديان و تبريک سال جديد عبري به آنها، خطاي فاحشي مرتکب شد. دختر رئيس پيشين کنگره آمريکا، &zwnj;نانسي پلوسي در پاسخ به حساب کاربري وزير امور خارجه ايران که سال جديد عبري را تبريک گفته بود، نوشت: &laquo;متشکرم، سال جديد اگر با پايان انکار هولوکاست از سوي ايران همراه بود، شيرين&zwnj;تر مي&zwnj;شد.&raquo; و اين حساب کاربري پاسخ عجيب و غيرقابل قبولي را براي دختر نانسي پلوسي داشت: &laquo;ايران هيچ&zwnj;گاه هولوکاست را انکار نکرده است، فردي که هولوکاست را انکار کرد، رفت. سال جديد مبارک.&raquo; نکته حائز اهميت اين است که وزير امور خارجه جديد ايران ترجيح داده است تا حتي مخاطب همين سطح نازل ديپلماسي عمومي خود يعني حضور در شبکه&zwnj;هاي اجتماعي را نيز نه ملت&zwnj;هاي مسلمان و نه ملت&zwnj;هاي ستم&zwnj;ديده جهان که مخاطبان اصلي ديپلماسي فرهنگي و عمومي انقلاب اسلامي در سي و چهار سال گذشته بوده&zwnj;اند، بلکه يهودياني انتخاب کند که به&zwnj;واسطه هياهو بر سر افسانه&zwnj;اي به نام هولوکاست، موفق شده&zwnj;اند بخشي از سرزمين&zwnj;هاي اسلامي را به اشغال خود درآورند و حتي به تخطئه آنهايي بپردازند که اين افسانه تاريخي را به چالش کشيده&zwnj;اند. هرچند با توجه به سوابق خاص تيم سياست خارجي دولت جديد، انتظار داشتن شجاعت براي به چالش کشيدن غلط&zwnj;هاي مصطلح و بزرگ تاريخي همچون هولوکاست در جوامع عمومي از آنها انتظاري چندان بجايي نيست، اما اينکه کار به&zwnj;جايي برسد آنهايي که جسارت ايجاد اين چالش در قبال يک دروغ بزرگ تاريخي را داشته&zwnj;اند نيز تخطئه شوند، قطعا غيرقابل قبول و حتي سؤال&zwnj;برانگيز است، رويکردي که سال&zwnj;ها است از سوي رسانه&zwnj;هاي غربي در حال ترويج و پيگيري است.&nbsp; ضعف نشان دادن به&zwnj;خصوص در شرايطي که دشمن به رصد تمامي تحرکات داخلي مشغول بوده و هر پالسي را به زعم خود تفسير مي&zwnj;کند، آن هم از سوي مسئول اول مراوده با بيگانگان، همان نقطه ضعفي بود که به نظر مي&zwnj;رسيد با صدارت محمدجواد ظريف و ورود حلقه نيويورکي&zwnj;ها به وزارت خارجه، پس از 8 سال بار ديگر بر اين دستگاه حاکم شود. اين بود که دلسوزان چه در ايام انتخابات رياست جمهوري و چه در زمان رأي اعتماد به وزراي پيشنهادي دولت، بر آن متمرکز شده و تلاش مي&zwnj;کردند تا نگاه مبتذل و واداده در عرصه سياست خارجي، بار ديگر غلبه نکند. اين در حالي بود که پس از هشت سال سياست خارجي عزت&zwnj;مندانه و مقتدر جمهوري اسلامي در زمان محمود احمدي&zwnj;نژاد و عقب&zwnj;نشيني&zwnj;هاي مکرر دشمن در اين مدت، تجربه نشان داد که هرجا ايمان به همراه پايمردي، ايستادگي و مقاومت و البته تدبير و حکمت توأمان باشد، دشمن به عجز خود اعتراف کرده و بالعکس هرجا که وادادگي و سستي پديد آيد، او طمع بيشتري براي به عقب راندن ملت ايران خواهد کرد. شاید مرور برخی بیانات رهبر معظم انقلاب در جمع خبرگان رهبری و یا پیرامون موضوع هولوکاست، بتواند این واقعیت را به خوبی برای ظریف و آنها که همانند او می&lrm;اندیشند، تبیین کند که بر خلاف تصور او پایان دوران ریاست جمهوری محمود احمدی&lrm;نژاد، به معنای تنزل از صراحت در بیان شعارهای انقلابی در سطح جهان نیست، و به عبارتی &laquo;آن مرد&raquo; نرفته است و اتفاقا همچون حضرت امام (ره) و در ادامه راه ایشان محکم و بدون تلاش برای تقیه، به اصول اصلی انقلاب اسلامی پایبند است.&nbsp;انکار هولوکاست؛ موافقين و مخالفينبه سُخره گرفتن و علامت سؤال قرار دادن بر روي پندار جعلي هولوکاست از سوي محمود احمدي&zwnj;نژاد در ابتداي دوران رياست جمهوري علاوه بر ايجاد تزلزل در پايه&zwnj;هاي مشروعيت رژيم جعلي و غاصب صهيونيسم، موجي از محبوبيت و نفوذ جمهوري اسلامي و احمدي&zwnj;نژاد را در ميان کشورهاي اسلامي و مردم آزادي&zwnj;خواه پديد آورد. از انکار هولوکاست هيچ&zwnj;کس جز صهيونيسم و دنباله&zwnj;هاي آن در سراسر جهان و البته برخي دوستان آنان در داخل کشور نگران نشدند. اين در حالي صورت گرفت که اعتبار، جايگاه و وزن جمهوري اسلامي با دو سؤال منطقي و مستدل احمدي&zwnj;نژاد، فزوني يافت و دشمن صهيونيست با سيلي محکم احمدي&zwnj;نژاد و ملت ايران به انهدام قطعي نزديک&zwnj;تر شد. اين ابتکار احمدي&zwnj;نژاد که مورد استقبال ملت&zwnj;هاي مسلمان قرار گرفت اما پيش از آن بارها از سوي رهبري معظم انقلاب اسلامي نيز مطرح شده و مورد تأکيد ايشان نيز واقع شده بود. چنانچه پس از طرح آن از سوي رئيس جمهور نيز به الحان گوناگون، اين اقدام مورد تأييد مقام معظم رهبري قرار گرفت. نعره و فرياد زمخت و خشن صهيونيست&zwnj;ها درپي طرح اين سؤالات منطقي نيز به خوبي نشان مي&zwnj;داد که اتفاقاً احمدي&zwnj;نژاد به درستي دست بر نقطه ضعف آنان نهاده و آنان را بي&zwnj;آبرو&zwnj;تر از گذشته کرده است. از سوي ديگر به دليل آنکه تا به حال اينگونه سخنان تنها از سوي رهبران جمهوري اسلامي- امام&zwnj;راحل(ره) و مقام معظم رهبري(مدظله) - ايراد شده و مقامي درحد رئيس جمهور- چه هاشمي رفسنجاني و چه محمد خاتمي- به عنوان مقام عالي اجرايي، درصدد به چالش کشاندن هويت صهیونيست&zwnj;ها و دنباله&zwnj;هاي آنان نبوده و جرأت اين اقدام را نيز نداشتند، انکار هولوکاست از سوي احمدي&zwnj;نژاد امري غيرمنتظره و جديد به&zwnj;شمار مي&zwnj;رفت. آنان به&zwnj;خوبي مي&zwnj;دانستند که اگر مقامي در شأن و اندازه رئيس جمهوري به دنبال ناسازگاري با منافع صهيونيست&zwnj;ها باشد، تأثيرات بين&zwnj;المللي اين اقدام به دليل امکانات فراوان در اختيار يک رئيس جمهور، به مراتب از ساير مقامات کشور بيشتر بوده و اين بر نگراني آنان مي&zwnj;افزود.&nbsp;گوشه&zwnj;اي از انکار هولوکاست از سوي رهبرياما همانگونه که ذکر شد پيش از احمدي&zwnj;نژاد، رهبري معظم انقلاب اسلامي نيز بارها اقدام به انکار افسانه هولوکاست کرده و با اين منطق، مدعاي صهيونيست&zwnj;ها را بي&zwnj;پايه دانسته بودند. در اين مجال برخي از آنها را احتمالاً طرح مي&zwnj;کنيم: ايشان در ديدار با اعضاي خبرگان رهبري در سال 90 از هولوکاست به عنوان افسانه ياد کرده و فرمودند: &laquo;در يک کشوري کسي به &laquo;افسانه&zwnj; هولوکاست&raquo; اعتراض مي&zwnj;کند، مي&zwnj;گويد من قبول ندارم؛ او را زندان مي&zwnj;اندازند، محکومش مي&zwnj;کنند که چرا يک حادثه پنداري تاريخي را انکار مي&zwnj;کني! حالا گيرم پنداري هم نباشد - واقعي باشد- خيلي خوب، انکار يک حادثه واقعي تاريخي مگر جرم است؟ اگر براي کسي روشن نشد، ثابت نشد و او انکار کرد يا حتي در آن ترديد کرد، او را بيندازند زندان! الان در کشورهاي مدعي تمدن در اروپا قضيه اين است: اگر کسي اعتراض کند، ترديد کند، قبول نداشته باشد، دادگاه&zwnj;ها محکومش مي&zwnj;کنند.&raquo;(ديدار با مجلس خبرگان در سال 90)امروز در بسياري از کشورهاي غربي کسي جرأت ندارد که واقعه مجهول&zwnj;الحال هولوکاست را زير سؤال ببرد. آن طوري که اطلاع دادند به ما، در آمريکا اگر کساني با تکيه به مباني روانشناسي و جامعه&zwnj;شناسي بخواهند عليه همجنس&zwnj;بازي چيزي بنويسند و منتشر کنند، قادر نخواهند بود، جلويشان گرفته مي&zwnj;شود! اينها چطور ملتزم به آزادي بيانند؟ آن جايي که پاي سياست&zwnj;هاي خبيث صهيونيستي در ميان است که بايد اخلاق ملت&zwnj;ها و نسل&zwnj;هاي جوان به فساد کشيده بشود، در آنجا آزادي بيان معنا ندارد و کسي جرأت نمي&zwnj;کند و حق ندارد در مقابل اين سياست خباثت&zwnj;آلود و رذيلانه چيزي منتشر کند- يا در قبال مسئله&zwnj;اي مثل هولوکاست - اما براي اهانت به مقدسات اسلامي و به خيال خودشان براي سبک کردن اين مقدسات در چشم جوانان کشورهاي اسلامي چرا ! کسي از اينها باور نمي&zwnj;کند.&raquo;(مراسم تحليف، دانش&zwnj;آموختگي و اعطاي سردوشي دانشجويان دانشگاه&zwnj;&zwnj;هاي افسري 27/6/91) &laquo;اکنون 60 سال از اشغال فلسطين مي&zwnj;گذرد. ...غاصبان و حاميان آنان نه تنها نتوانسته&zwnj;اند مسئله مشروعيت رژيم صهيونيستي را حل کنند، بلکه اين مسئله&zwnj;&zwnj; با گذشت زمان بغرنج&zwnj;تر هم شده است. عدم تحمل رسانه&zwnj;هاي غربي و صهيونيستي و دولت&zwnj;هاي حامي صهيونيسم در برابر حتي طرح سؤال و تحقيق درباره هولوکاست که بهانه&zwnj; غصب فلسطين بود، يکي از نشانه&zwnj;هاي اين تزلزل و ابهام است.&raquo; (کنفرانس حمايت از فلسطين 14/12/87)&laquo;آمريکا در حدود دويست بازداشتگاه مخفي در سراسر دنيا دارد که تعدادي از اين بازداشتگاه&zwnj;ها در اروپاست؛ اروپايي&zwnj;هايي که حقوق بشر لقلقه&zwnj;&zwnj; زبانشان است و از هر طرف حرکت مي&zwnj;کنند، اسم حقوق بشر را مي&zwnj;آورند که ما پايبند حقوق بشريم! اين حقوق بشر است؟ در مقابل آن کسي که هولوکاست را مورد سؤال قرار بدهد، همه بسيج مي&zwnj;شوند- دادگاه&zwnj;هاشان، دولت&zwnj;هاشان، روزنامه&zwnj;هاشان - اما در مقابل اهانت به نبي&zwnj; مکرم اسلام، نه فقط اعتراض نمي&zwnj;کنند، بلکه همصدايي هم مي&zwnj;کنند! اين حقوق بشراست؟ اين احترام به انسانيت است؟ اين احترام به انسان&zwnj;هاست؟&raquo;( اجتماع زائران و مجاوران حرم مطهر رضوي 1/1/87)&laquo;غرب بويژه پس از سردمداري آمريکا، با ستم&zwnj;هاي آشکار و رفتارهاي بي&zwnj;منطق و استکبار و غرور بي&zwnj;حد و حصر، در جهان اسلام به يک ضد ارزش تبديل شده است. ... حمايت آنان از حمله&zwnj;نظامي بر لبنان و کمک تسليحاتي و سياسي به حمله کننده و متقابلاً ضديت آنان با مدافعان جان&zwnj;برکف لبناني؛ باجگيري دائمي آنان از دولت&zwnj;هاي عربي و متقابلاً باجدهي هميشگي آنان به رژيم صهيونيستي؛ حمايت از اهانت&zwnj;کنندگان به مقدسات اسلام وحتي افتراء و اهانت صريح بلندپايگان غربي از قبيل پاپ به اين آئين الهي و متقابلاً جرم شمردن تحقيق و ترديد درباره&zwnj; هولوکاست و کيان صهيونيستي؛ حمله نظامي و کشتار و ويراني در عراق و افغانستان به نام دمــــوکراسي، و متقابلاً توطئه بر ضد دولت&zwnj;هاي منتخب مردمسالار در فلسطين و عراق و آمريکاي لاتين و هر جاي ديگري که عوامل آمريکا و صهيونيست بر سر کار نيامده باشند؛... اين رفتارهاي نامعقول و کين&zwnj;توزانه بر ملت&zwnj;هاي مسلمان حجت را تمام کرده و به بيداري اسلامي کمک رسانده است.&raquo;(پيام به مناسبت کنگره عظيم حج&nbsp; 08/10/85)&nbsp;مهر تأييد وزير خارجه بر افسانه هولوکاستپس از به&zwnj; کارگيري هشت ساله ديپلماسي فعال، قهرمانانه، هوشمندانه، هنرمندانه، مدبرانه و مردمي دولت احمدي&zwnj;نژاد و مضمحل&zwnj;سازي ادعاهاي واهي غرب و صهيونيست&zwnj;ها، اما مهر تأييد وزير خارجه دولت جمهوري اسلامي بر افسانه&zwnj;اي بي&zwnj;پايه واساس آن هم با نام ديپلماسي عمومي، جاي تعجب و افسوس فراوان دارد. اين خود نشان دهنده آن است که همان تيمي که رهبري فرزانه انقلاب در ديدار سال 89 خود با اعضاي جامعه مدرسين حوزه علميه قم از حاکميت آنها بر دولت ابراز نگراني کرده بودند، بار ديگر در حال اسباب&zwnj;کشي به وزارت خارجه است. بنابر نقل رسانه&zwnj;ها، ايشان در ديدار دوم خود با اعضاي اين جامعه در جريان سفر به شهر مقدس قم در سال 89 فرمودند: &laquo;در گذشته گاهي كارهايي انجام مي&zwnj;گرفت كه آدم حقيقتا نگران و مضطرب مي&zwnj;شد. الان رئيس&zwnj;جمهور با هركسي در دنيا ملاقات كند و حرف بزند، من از حرف زدن او نگران نيستم. اطلاع هم ندارم، اما نگران نيستم. مي&zwnj;دانم كه در خلاف جهت انقلاب و سياست كلي نظام مطلبي گفته نخواهد شد، مطلبي پيش نخواهد رفت؛ ولو حالا به لحاظ تعارف دو كلمه هم يك چيزي بگويند، اما كاري پيش نخواهد رفت؛ اين را خاطرم جمع است. در گذشته اين جور نبود؛ يك ذره غفلت مي&zwnj;كرديم، يكهو يك كاري انجام مي&zwnj;گرفت. پيش من آمدند و گفتند ما مي&zwnj;خواهيم از بانك جهاني قرض كنيم. آقاياني كه توي مسائل پولي و اينها اطلاعاتي دارند، مي&zwnj;دانند چقدر اين كار چيز خطرناكي است. احتياجي هم نداشتيم، اما گفتند مي&zwnj;خواهيم قرض كنيم. من گفتم اين كار را نكنيد. اول رئيس&zwnj;جمهور اين را به من گفت - مال 8 ، 9 سال پيش است- بعد من گفتم اين كار مصلحت نيست، نكنيد. رفتند، ولي بعد ديدم دو سه نفر از كارشناس&zwnj;هاي اقتصادي و مسايل پولي و بانكي دولت آمدند با من صحبت كردند و گفتند آقا ما اين را احتياج داريم؛ ناچاريم اين كار را بكنيم. من ديدم اين اصلا برنامه&zwnj;ريزي شده است؛ مي&zwnj;خواهند اين كار را بكنند! جلسه بعد كه رئيس&zwnj;جمهور پيش من آمد، گفتم آقا اگر شما اين كار را كرديد، من با اين كار اعلام مخالفت خواهم كرد. ترسيدند، ديگر نكردند. كارها اين&zwnj; جوري بود اما امروز چنين چيزهايي پيش نمي&zwnj;آيد. آن وقت صدراعظم آلمان &laquo;كهل&raquo; بود. او با رئيس&zwnj;جمهور ما ارتباطات خوبي داشت. تلفني با هم صحبت مي&zwnj;كردند، چه مي&zwnj;كردند؛ من هم همين ارتباطات را تاييد مي&zwnj;كردم. او يك نفر مامور هم گذاشته بود كه به ايران مي&zwnj;آمد و صحبت مي&zwnj;كرد و مي&zwnj;رفت و قرار مي&zwnj;گذاشت. يك شب رئيس&zwnj;جمهور به من كاغذي داد گفت ما اينها را نوشته&zwnj;ايم تا نماينده رئيس&zwnj;جمهور ايران اينها را به اين نماينده&zwnj;اي كه از آلمان مي&zwnj;آيد، بدهد. من بعدا نگاه كردم ديدم نوشته شما انتظارات خود را از جمهوري اسلامي بيان كنيد؛ شما از ما چه انتظاراتي داريد؟! اين خيلي چيز خطرناكي بود. خيلي اوقاتم تلخ شد. من پيغام دادم، گفتم او غلط مي&zwnj;كند از ما انتظارات داشته باشد! او چه&zwnj;&zwnj;كاره است؟ آن وقت دولت آلمان تنها دولت اروپايي بود كه با جمهوري اسلامي يك ارتباطي داشت. گفتم مثل آن كساني كه بلاتشبيه يك زن بدنامي را از توي آن محله بدنام بيرون مي&zwnj;آورند و آب توبه روي سرش مي&zwnj;ريزند و زير حمايت خودشان مي&zwnj;گيرند. اينها مي&zwnj;خواهند با جمهوري اسلامي اين&zwnj;جوري رفتار كنند. مگر آلمان كيست كه بخواهد با جمهوري اسلامي اين&zwnj;جور برخورد كند؟ او هم گفته بود كه شماها هر كاري با اروپا داريد، به ما بگوييد تا ما اين كارها را برايتان انجام دهيم. اينها هم يك فهرستي نوشته بودند كه ما اين را مي&zwnj;خواهيم، اين را مي&zwnj;خواهيم. من گفتم شما مي&zwnj;خواهيد با بلژيك، با ايتاليا، با اتريش ارتباطات داشته باشيد، به اين چرا مي&zwnj;گوييد؟ ببينيد خطاها، خطاهاي اصولي و اساسي بود. آدم يك ذره غفلت مي&zwnj;كرد، چنين چيزي پيش مي&zwnj;آمد. اين را من به شما عرض بكنم؛ امروز چنين چيزهايي وجودندارد. آن وقت آمدند به ما گفتند - اين خاطرات مال آن وقت&zwnj;هاست - كه آقا ما مي&zwnj;خواهيم بگوييم اين دو دولت را در فلسطين قبول داريم! دو دولت! ببينيد اين چقدر انحراف است كه كسي اين را ملتفت نشود. ما يك خورده اوقات &zwnj;تلخي كرديم، چه كرديم؛ بالاخره ظرف دو سه جلسه ردوبدل كردن و گفت&zwnj;وگو كردن و اينها، اين مسايل برداشته شد. امروز اينها نيست. آن روزها آدم توي آن مسايل خاطرجمع نبود، امروز اين&zwnj;جور نيست؛ يك جهت واحدي است، دارند يك حركتي مي&zwnj;كنند.&raquo;&nbsp;بازگشت انحرافي&zwnj;هاي سابق به دولت يازدهمشايد بازگشت همين انحرافي&zwnj;ها-به تعبير رهبري- به دستگاه&zwnj;هاي حاکميتي و ديپلماتيک است که بار ديگر رهبري معظم انقلاب اسلامي را برآن داشته تا بر لزوم عزت&zwnj;مندي ديپلماسي و رعايت آن تأکيد کنند. شايد از اين بابت است که معظم&zwnj;له احساس نگراني و خطر نسبت به هدم ارزش&zwnj;ها و ملکوک شدن خطوط قرمز فرموده&zwnj;اند که در ديدار اخير با مجلس خبرگان با صراحت از عدم تقيه امام(ره) نسبت به رژيم جعلي صهيونيستي سخن رانده و آن را الگو معرفي کردند. همچنين ايشان تأکيد فرمودند که هر آنچه در سياست خارجي و داخلي صورت مي&zwnj;گيرد نبايد به معني عدول از خطوط قرمز دانسته شود. ايشان در همين زمينه&zwnj;ها بيان داشتند. وظيفه&zwnj; دولت جمهورى اسلامى است، اين است كه اين سه مؤلفه&zwnj; بزرگ را براى همه&zwnj; تصميم&zwnj;گيرى&zwnj;ها و همه&zwnj; اقدام&zwnj;ها در نظر داشته باشد:مؤلفه&zwnj; اول عبارت است از آرمان&zwnj;ها و اهداف نظام جمهوری&zwnj;اسلامى؛ كه اين اهداف و آرمان&zwnj;ها مطلقاً نبايستى از نظر دور شود؛ كه آرمان نظام جمهورى اسلامى را مي&zwnj;شود در جمله&zwnj; كوتاه &laquo;ايجاد تمدن اسلامى&raquo; خلاصه كرد. مؤلفه&zwnj; دوم عبارت است از راه&zwnj;هايى كه ما را به اين اهداف مي&zwnj;رساند؛ راهبردهاى عمومى و كلى؛ اين راهبردها را بايستى شناخت، تكيه&zwnj; بر اسلاميت، ملاحظه &zwnj;ظالم نبودن و مظلوم نشدن در تعاملات گوناگون؛ اينكه فرمود: كُونا لِلظّالِمِ خَصماً و لِلمَظلُومِ عَوناً، اين يك وظيفه است، اين يك راهبرد كلى است. راهبرد تكيه&zwnj; به آرای مردم و آنچه كه مردم&zwnj;سالارى را تشكيل مي&zwnj;دهد و راهبردهايى از اين قبيل...[سوّم] واقعيات، واقعيات را هم بايد ديد؛ كه من حضور مسئولان نظام و كارگزاران نظام در ماه مبارك رمضان، عرض كردم كه آنچه ما لازم داريم، آرمان&zwnj;گرايى با نگاه به واقعيات است. واقعيات را هم بايد درست فهميد...&nbsp;اين سه عنصر را بايد در نظر داشت؛ يعنى آرمان&zwnj;ها را از نظر دورنداشت، راهبردها را نبايستى از نظر دور داشت، البته واقعيات را هم بايد ديد. اگر چنانچه واقعيات&zwnj; را نبينيم، راه را درست نخواهيم رفت؛ اما وجود واقعيات&zwnj; هم نبايستى ما را از راه&zwnj;هايمان منصرف بكند. ... اين همان كارى است كه امام بزرگوار ما در فصل اول اين انقلاب يعنى در آن 10 سال تعيين&zwnj;كننده و بسيار حساس انجام دادند. امام بزرگوار، در مقابل واقعيات&zwnj; چشم خود را نبست، اما كوتاه هم نيامد، راهبرد را فراموش نكرد. ببينيد وضعيت امام را، زندگى امام را، شعارهاى امام را؛ امام بزرگوار همان كسى است كه در مورد مسئله رژيم صهيونيستى از هيچ كس تقيه نكرد؛ اينكه رژيم صهيونيستى يك غده&zwnj; سرطانى است و بايد از بين برود، اين حرف امام است. در قبال شرارت&zwnj;هاى قدرت مستكبر و مداخله&zwnj;گر آمريكا هيچ تقيه&zwnj;اى و ملاحظه&zwnj;اى نكرد؛ اينكه آمريكا شيطان بزرگ است، اين حرف امام است. اينكه حمله &zwnj;جوانان مسلمان و دانشجويان مسلمان به سفارت آمريكا و تصرف ابزارها و مدارك جاسوسى آنها را امام انقلاب دومى دانست كه شايد از انقلاب اول مهم&zwnj;تر است، اين حرف امام است؛ اينها حرف&zwnj;هاى امام است، اينها روش&zwnj;هاى امام است. در قضيه جنگ، اينكه فرمود: جنگ تا رفع فتنه، اين حرف امام است؛ ديگران مي&zwnj;گفتند جنگ جنگ تا پيروزى، امام فرمود جنگ تا رفع فتنه. اين ايستادگي&zwnj;ها بود كه پايه&zwnj; اين نظام را مستحكم كرد. آن كسانى كه اين راه را نشناختند و در كشورهاى خودشان جور ديگرى عمل كردند، براى اينكه دل مستكبرين را به &zwnj;دست بياورند از اصول خودشان گذشتند و شعارهاى اساسى خودشان را فراموش كردند، ملاحظه مي&zwnj;كنيد كه به چه روزى افتادند؛ ... البته نرمش و انعطاف و مانور هنرمندانه و قهرمانانه در همه&zwnj; عرصه&zwnj;هاى سياسى، يك كار مطلوب و مورد قبولى است، لكن اين مانور هنرمندانه نبايستى به معناى عبور از خطوط قرمز، يا برگشتن از راهبردهاى اساسى، يا عدم توجه به آرمان&zwnj;ها باشد؛ اينها را بايد رعايت كرد.(در جمع اعضاي خبرگان 14 شهريور 92)&nbsp;سخناني از جنس من انقلابي&zwnj;امبيانات صريح رهبري فرزانه انقلاب اسلامي که تداعي&zwnj;&zwnj;کننده عبارت &laquo;من ديپلمات نيستم،&zwnj; من انقلابي&zwnj;ام و صريح حرف خودم را مي&zwnj;زنم...&raquo; ايشان بود به خوبي نمايانگر آن است که از همين ابتدا برخي چرخش&zwnj;ها و سستي&zwnj;ها، &zwnj;پيام نارسايي به دشمنان ارائه کرده و در نتيجه آنان را به اشتباه در تحليل نسبت به واقعيت&zwnj;هاي جمهوري اسلامي ايران واداشته است.&nbsp; اين تحليل&zwnj;ها مي&zwnj;تواند از تاثيرگذاري دشمن در نتيجه فشارها گرفته تا لزوم افزايش فشار به مردم و سپس به عقب راندن نظام اسلامي در اصول منتج شود. اين در حالي است که با توجه به آنچه ذکر شد مشخص مي&zwnj;شود که اين تنها احمدي&zwnj;نژاد نبود که هولوکاست را انکار مي&zwnj;کرد که رهبري فرزانه و مرد شماره يک انقلاب اسلامي و مردم هوشمند ايران و مستضعفان جهانند که مشروعيت صهيونيست&zwnj;ها و پوچي آن را سردست گرفته و صهيونيست&zwnj;ها را بي&zwnj;اعتبار&zwnj;تر از گذشته ساخته&zwnj;اند.
&nbsp;
&nbsp;
&nbsp;
&nbsp;
&nbsp;
&nbsp;
دکتر محمدعلی رامین
جناب آقای محمدجواد ظریف، وزیر محترم امور خارجه جمهوری اسلامی ایران!تبریک سال نو یهودیان و گپ دوستانه شما با دختر رئیس سابق مجلس نمایندگان آمریکا در شبکه اجتماعی توییتر، می&zwnj;توانست نرمشی هنرمندانه و قهرمانانه در مدیریت سیاست خارجی جمهوری اسلامی باشد؛ به شرط آن که:از شیوه خودزنی و تخریب مواضع نظام استفاده نمی&zwnj;شد؛ تردیدهای صریح رهبری نسبت به مدعای هولوکاست انکار نمی&zwnj;شد؛&nbsp; از لحن چاپلوسی برای به دست آوردن دل دختر نانسی پلوسی پرهیز می&zwnj;شد و در دولت &laquo;راستگویان&raquo;، یک افسانه تأیید نمی&zwnj;شد؛ از حقوق میلیون&zwnj;ها قربانی این &laquo;اسطوره صهیونیسم&raquo; و به ویژه سوءاستفاده&zwnj;های پایان ناپذیر&nbsp;&nbsp; &laquo;یهودیان ضد تورات&raquo; در اشغال فلسطین و کشتار و آواره کردن فلسطینیان مظلوم و بی&zwnj;پناه حمایت می&zwnj;شد؛ از ممنوعیت تحقیق و محکومیت محققان آزاداندیش جهان برای بررسی این &laquo;دگم سیاسی صهیونیسم&raquo;، انتقاد  &nbsp;پرسشگری ملت ایران در باره تاریخ نگاری رسمی پیروزمندان جنگ&zwnj;های اول ودوم اروپا و تشخیص بازخوانی پرونده جنایات واقعی &laquo;متحدان&raquo; و &laquo;متفقان&raquo; علیه یک دیگر و حتی علیه &laquo;ملل بیطرف&raquo; و نیز بررسی مدعاهای دوطرف جنگ برای روشنگری در واقعیت&zwnj;های مدعای هولوکاست، در راستای حمایت از مظلومان و مجازات ظالمان، یک وظیفه انسانی برای جلوگیری از تکرار این گونه جنایات است. آیا شما حق داشتید ملت مسلمان خود را از امتیاز بزرگ &laquo;حق&zwnj;طلبی&raquo;&nbsp; و &laquo; حق&zwnj;جویی&raquo; - ازجمله برای حقیقت&zwnj;یابی در&nbsp; بررسی هولوکاست، محروم کنید، تا شاید دل یک اشراف&zwnj;زاده یهودی آمریکا را به دست آورید؟شما باید بتوانید افکار عمومی جهان را برای احقاق حقوق ملت خودتان، ازجمله مرگ مظلومانه میلیون&zwnj;ها هموطن خویش که بر اثر غارت مواد غذایی ایران و تحمیل قحطی ساختگی توسط متفقین، در همان مقطع فرضی هولوکاست بیرحمانه قتل عام شدند، بسیج کنید. شما نماینده ملتی هستید که هرگز در کشتارهای وحشیانه جنگ طلبان غربی علیه بشریت مشارکت نداشته&zwnj;اند:&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; نه در 500 سال اشغال و قتل عام ده&zwnj;ها میلیون مردم بومی قاره به اصطلاح"آمریکا"؛ نه در اشغال و غارت چندصدساله سرزمین آفریقای مظلوم و نه در یک صد تجاوز بین المللی ایالات متحده آمریکا، طی یکصدو پانزده سال اخیر... چراباید در برابر یک دخترک یهودی طرفدار 70 سال جنایات یهودیان در فلسطین، احساس خود کم بینی داشته باشید؟ شما نماینده ملتی هستید که به شهادت تورات، از سه هزارسال قبل هرگاه قوم یهود مظلوم واقع شد، به او پناه داد، ولی در برابر قدرتی که به آنها می&zwnj;بخشید، اشرار همین قوم به قتل&zwnj;عام ایرانیان روی می&zwnj;آوردند.&laquo;کتاب اِستِر&raquo; از تورات و داستان &laquo;مردخای&raquo; خدمتکار خشایارشاه و عموزاده&zwnj;اش &laquo;اِستِر&raquo; را بخوانید؛ دخترک یهودی نفوذی دربار خشایارشاه که ابتدا هویت یهودی خود را پنهان کرده و باعث جدایی میان شاه و همسرش می&zwnj;شود و بعد به کمک&laquo;مردخای&raquo;&nbsp; صرفاً برای جلوگیری از وقوع یک توطئه احتمالی صدراعظم &laquo;هامان&raquo;&nbsp; علیه نفوذ یهودیان، در یک اقدام پیش&zwnj;دستانه، هزاران خانواده از مردم ایران زمین را قتل عام کردند؛ و هنوز بعد از 2500 سال &ndash; به نوشته کتابی از وزارت خارجه اسرائیل- کودکان و نوجوانان یهودی در جشن&zwnj;های سالیانه &laquo;پوریم-purim&raquo; نقاب بر چهره می&zwnj;زنند و لباس&zwnj;های رنگارنگ می&zwnj;پوشند و در مراکز شهرها کارناوال شادی به راه می&zwnj;اندازند...باید تاریخ معاصر را مطالعه کنید و ببینید که انگلیسی&zwnj;ها، چگونه به کمک آمریکا، ایران پهلوی را برای اعزام یهودیان اروپایی از طریق کشورمان به فلسطین در خلال جنگ دوم و در پایان آن، به بیگاری گرفتند، تا ملت ایران را شریک جرم اشغال فلسطین و جنایات صهیونیست&zwnj;ها کنند...شما موظف هستید، نسبت به جنایات مثلث &laquo;انگلیس- آمریکا- اسرائیل&raquo; علیه بشریت، یا حداقل نسبت به ملت مظلوم خودتان، اعلام جرم کنید: چرا انگلیس و بعد آمریکا، رژیم منحوس پهلوی را برای مشارکت در اشغال فلسطین و قتل و اخراج مردم محروم آن توسط صهیونیست&zwnj;ها وادار کردند و قیام&zwnj;های ملت ایران (از جمله 15خرداد1342) را علیه این خیانت&zwnj;ها، سرکوب کردند؟ اگر تمام وقایع تلخ تاریخ را نخوانید یا بخواهید فراموش کنید، لطفاً از "جنتلمن&zwnj;های انگلیسی و دوستان آمریکایی" بپرسید، طی 35 سال اخیر تا امروز، به چه جرمی با عوامل خود، بر ملت شما جنگ و ترور و انواع تحریم و تهدید را&nbsp;&nbsp; روا می&zwnj;دارند؟&nbsp;&nbsp; آقای ظریف، اگر شما وزارت خود را با تبریک سال نو یهودیان آغاز کردید، ناگزیر می&zwnj;شوید در مراحل بعد، عید سالیانه &laquo;پوریم&raquo; یهودیان را نیز شادباش بگویید و کشتار مردم بیگناه سرزمین خود را به دست اشرار یهودی نیز تبریک بگویید...جناب وزیر محترم امور خارجه !اگر در ایالات متحده آمریکا، هر ریاست و صدارت و وزارتی تا به تأیید مافیای صهیونیسم نرسد، بی&zwnj;اعتبار است؛ در&nbsp; ایران اسلامی، هرکس که اهل مقاومت در برابر زورگویی و جنایتگری صهیونیسم نباشد، شایستگی هیچ منصب و مقامی را نداشته و نخواهد داشت. شما به عنوان یک سیاستمدار کهنه&zwnj;کار و آمریکاشناس- حداقل ناشیانه- اشتباهی را مرتکب شدید که متناسب با اصول &laquo;عزت- حکمت- مصلحت&raquo; و حتی شایسته دولت &laquo;تدبیر&raquo; نبود؛ شما به عنوان عضوی از دولت &laquo;راستگویان&raquo;، نرمشی غیرهنرمندانه و کرنشی ضد قهرمانانه از خود ارائه دادید که حتی نتانیاهو &laquo;صداقت تبریک&raquo; شما را زیر سؤال برد... این اقدام جنابعالی، چه سودی داشت؟ وقتی مواضع رسمی و غیررسمی شما طی 35 سال گذشته برای آگاهان و سیاستمداران آمریکایی- غربی شناخته شده بوده، چه نیازی به چنین موضعگیری علنی و غیرمدبرانه&zwnj;ای داشته&zwnj;اید؟هرچه بیان صادقانه ارزشمند است، به همان نسبت زبان مداهنه را حتی زورگویان هم&nbsp; به سخره می&zwnj;گیرند...&nbsp; جناب آقای ظریف ! جایگاه عظیم جهانی خود را به عنوان سخنگوی ملت مقتدر و انقلابی ایران قدر بشناسید و از این حیثیت، با حکمت و صداقت و شجاعت بهره برداری کنید و نگذارید مواضع شما را دشمن، &laquo;ساده لوحانه&raquo; تلقی کند. برادر عزیز، شما ظرفیت&zwnj;های بی&zwnj;نظیری در اختیار دارید که باید قدر آنها را بشناسید، بپذیرید و مورد بهره&zwnj;برداری قرار دهید: شما می&zwnj;توانید مفهوم سیاسی &laquo;دنیا&raquo; را منحصر به چند دولت زیاده&zwnj;خواه نکنید؛ 180 ملت مستضعف جهان را بخشی از &laquo;دنیا&raquo;ی سیاست تلقی کنید؛ صدها میلیون مسلمانی را که چشم امیدشان به استقلال و مقاومت جمهوری اسلامی ایران در برابر زورگویی آمریکاست، به حساب آورید؛ پیروان امام خامنه&zwnj;ای را که فدائیان اسلام و حامیان کشور شما در همه جای جهان هستند، ببینید؛ امام حاضر امت اسلامی را به جهانیان معرفی کنید تا بر اقتدار مملکت و استحکام مواضع خودتان افزوده شود؛ یاغی&zwnj;گری آمریکا و تهدید و ارعاب جهانیان توسط این قدرت خودسر را به چالش بکشید؛ جنایات پایان&zwnj;ناپذیر مثلث شرارت و خباثت &laquo;آمریکا- انگلیس- اسرائیل&raquo; در جهان را افشا کنید؛ برای بازخوانی جنایت هولناک یازده سپتامبر2001 تشکیل کمیته حقیقت&zwnj;یاب بین المللی درخواست کنید؛... و از موضع اقتدار سخن بگویید، تا مجبور به التماس نشوید؛ زیرا آمریکایی که ما و شما می&zwnj;شناسیم، زبان التماس نمی&zwnj;فهمد...&nbsp;&nbsp; آقای ظریف، صریح و بدون لفاظی عذرخواهی کنید و شیوه خود را در سیاست خارجی نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران در تراز &laquo;لا تَظلِمونَ و لا تُظلَمون&raquo; و&nbsp; هم&zwnj;شأن ملت شجاع و رهبری حکیمانه امام خامنه&zwnj;ای اصلاح کنید.&nbsp; از این یک &laquo;خطا&raquo; برگردید، تا به &laquo;خط سیاسی&raquo; شما تبدیل نشود؛ این کار به مصلحت دولت &laquo;راستگویان&raquo; و نشانه &laquo;تدبیر&raquo; بوده و به صلاح شخص شما و شایسته ملت بزرگ و بزرگوار شماست.]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 19:38:20 +0330</pubDate>
</item>


</channel>
</rss>

