جنبش هاى هم سو

مقدمه
وقوع انقلاب اسلامى ایران در سال 1357 بسیارى از معادلات سیاسى بین المللى را برهم زد و بسیارى از اندیشمندان علوم اجتماعى را به شگفتى واداشت؛ زیرا نظام بین المللى که پس از صلح »وستفالیا« توانست دین را از عرصه هاى حیات اجتماعى و سیاسى بزداید و آن را محصور در حیات فردى نماید، با مشاهده وقوع انقلابى دینى در شرایطى که دنیاى مدرن در اوج سلطه و غلبه قرار داشت، با چالش و پرسشى جدى مواجه گردید. اگرچه به لحاظ تئوریک بسیارى از محققینى که به رسم مدرنیته براین باور بودند که سرنوشت اسلام سیاسى چیزى شبیه مسیحیت قرون وسطى خواهد بود و در نهایت تابع نظم مدرنیته خواهد گردید، اما حیاتِ پویا و حرکت انقلاب اسلامى در قلمرو سرزمینى و بازتاب هاى آن در وراى قلمرو سرزمینى، نشانگر تفاوت هاى عمده میان اسلام سیاسى با مسیحیت قرون وسطایى گردید. (زارع،1383)از سویى دیگر، در برهه اى از تاریخ که تحولات آن صرفا در زیر دو بیرق کاپیتالیسم یا کمونیسم روى مى داد و هر دو نظام به نوعى نمادهایى از سکولاریسم و نفى حضور دین در عرصه هاى سیاسى - اجتماعى بودند، انقلاب اسلامى نقطه عطفى بود که با هر دو نظام به منازعه ومقابله برخواست و برخلاف مدینه فاضله مدرنیته غربى و اتوپیاى شرقى، مسیرى جدید را براى دست یابى و احیاء تمدن اسلامى آغاز نمود. انقلاب اسلامى، ضمن احیا نمودن اسلام سیاسى در ایران، تاثیر عمده اى بر جنبش هاى سیاسى اسلامى داشته و به نوعى با بازگرداندن اعتماد به نفس مسلمانان و امکان تحقق حکومتى اسلامى، سبب احیاء و بازتولید این جنبش ها گردیده (ملکوتیان،1387) و در نتیجه این انقلاب، نهاده هایى را به سیستم بین الملل عرضه داشته است، که متصف به وصف دینى بوده اند و باعث تولد عنصر دین در روابط بین الملل گردیدند، که اسلام سیاسى نماینده آن مى باشد.
در توضیح علل وقوع انقلاب، هر مکتب و محققى از زاویه دید خود بدان پرداخته و سعى در تحلیل آن نموده است. با توجه به حجمِ کمى و کیفى تحلیل ها و آثار موجود در باره انقلاب اسلامى، در اهمیت و عظمت آن جاى هیچ گونه تردیدى وجود ندارد؛ زیرا وجود مولفه هایى که براى انقلاب هاى بزرگ عنوان شده، انقلاب کبیر بودن این انقلاب را اثبات مى نماید. مولفه هایى؛ نظیر 1-وجود عنصر »ایدئولوژى« با تاکید بر فراملى بودن آن؛ 2-ایجاد تغییراتى بنیادین و فراگیر در سطح جامعه و دولت؛ 3- وقوع انقلاب در کشورى که داراى موقعیت استراتژیک مى باشد. (خرمشاد،1389)
انقلاب اسلامى ایران، به لحاظ ایدئولوژیکى مبتنى بر ایدئولوژى اسلامى بر اساس مذهب تشیع و با توجه به برداشت مبتنى بر نظریه ولایت فقیه حضرت امام(ره) بوده، که در این نوع نگاه، تعریفى جهانى از انقلاب و حوزه فعالیت آن شده است (ملکوتیان، همان). در باب تغییرات بنیادین نیز آنچه که واضح و مبرهن است، تغییرات ساختارى و شکلى در سطح حکومت (سیاسى) و نیز تغییرات عمیق در سطح جامعه(اجتماعى، فرهنگى و ...) مى باشد(محمدى،1358). به عبارت دیگر، تمامى ارکان جامعه به شدت از وقوع این انقلاب متاثر گشته و جامعه، دچار تحولى اساسى در تمامى نهادهاى اجتماعى، سیاسى، فرهنگى و... گردید. موقعیت استراتژیک منطقه خاورمیانه در نظام بین الملل به علت وجود منابع عظیم انرژى و حضور ایران در این منطقه و موقعیت استراتژیک ایران در منطقه خاورمیانه، به ایران اسلامى نقشى اساسى در نظام بین الملل داده و همین امر سبب شده تأثیرات این انقلاب، چه در درون منطقه و چه در بیرونِ آن، از انقلاب اسلامى، انقلابى بزرگ بسازد(خرمشاد،همان).
فقه جعفرى و فهم اجتماعى نص

به رغم آن که فقها در ممارست کار فقهى شان و در حوزه هاى استنباط از نص، عنصر فهم اجتماعى را در فرایند فهم دلیل، در کنار بعد لفظى دلالت، وارد و برآن اتکا مى کنند، اما آنان غالباً در فرایند فهم دلیل، بعد لفظى را از بعد اجتماعى به عنوان دو بعد متمایز که هر کدام ملاک و حدود جداگانه اى دارند، تفکیک نمى کنند، بلکه این دو بعد در کار آنان به صورت دوگانه و تحت نام واحدى که »ظهور« است به کار برده مى شود.
نخستین بار با مطالعه برخى بخش هاى کتاب مجدّد جاودانه »فقه الامام الصادق«، تألیف استاد ما، حجّت بزرگ، شیخ محمدجواد مغنیه درباره عنصر فهم اجتماعى نص، مطلبى مى خوانیم، که فقه جعفرى با این کتاب ابداعى، به لحاظ روش و بیان، تصویرى درخشان یافته است.
در چند جاى این کتاب ارزشمند بر عنصر اجتماعى فهم دلیل، تفکیک میان آن و بعد لفظى ناب آن تأکید شده است، حال براى این که ایده کتاب را درباره فهم اجتماعى نص و محتوا و نقش این فهم در استنباط حکم از نص را توضیح دهیم، لازم است ابتدا از ظهور سخن بگوییم.
مطهرى و صداى پرسش هاى زمانه
هر زمانه اى به مثابه زن حامله اى مى ماند که بالفعل آبستن نوزادى خاص است، به رغم این، مى تواند مستعد آبستن نوزادان نیامده اى نیز باشد. واقعیت این است که آمدن هر نوزادى مسبوق به گذشت زمانه اى است و لذا نه همه فرزندان را مى توان یک باره از شکم مادر بیرون کشید و نه هر فرزندى در هر زمانى که مادر یا هر کس دیگر اراده کند، متولد مى شود. متفکر نیز به هر میزان هم که متفکر باشد، نمى تواند از شکم زمانه اش علمى را که متعلق به آن زمان نیست، بیرون آورد. متفکران آن گاه که به فردا مى اندیشند، قابله مادر زمانه شان، و آن گاه که به امروز مى اندیشند، فرزند آن هستند.
البته، فرزند زمانه بودن یک متفکر، بدین معنى نیست که آن ها هرگز نتوانند و یا نخواهند براى فردا بیندیشند، بلکه بدین معنى است که آن ها هرگز اجازه ندارند از امروزشان غفلت کنند. متفکرى که صداى پرسش هاى زمانه اش را نشنود و تنها به دنبال حل مسایل فردا باشد، هرگز در دادگاه تاریخ معذور نخواهد بود. پیامبران الهى نیز که مبشران فردا بوده اند، هرگز از احوال امروز جامعه شان غافل نمى شدند. اساساً آن ها این گونه مى اندیشیدند که براى به فردا رسیدن باید از معبر امروز گذشت و اگر امروزشان آباد نباشد، به طور حتم، فرداى شان نیز نخواهد بود و شاید این جمله مرحوم شریعتى، که گفت: »دین من اگر دنیاى مرا آباد نکند، آخرتم را نیز نمى تواند« در همین راستا قابل فهم باشد.
درس اخلاق - جلسه 1
• زمان : 31:27
• گروه : آیت الله شیخ محمد شجاعی
• موضوع : چند رسانه ای / سخنرانی / درس اخلاق
درس اخلاق - آیت الله شجاعی
جهت پخش صوت یا فیلم در سایت یا وبلاگ خود کد زیر را copy و در محل مورد نظر خود paste کنید:
دریافت فایل
http://rasekhoon.net/media/download/363846/درس-اخلاق-جلسه-1
قطعه جدید استاد کریمخانی در وصف امام رضا علیه السلام : تو کیستی؟
• زمان : 2:19
• گروه : استاد محمد علی کریمخانی
• موضوع : چند رسانه ای / سرود و آواز / امام رضا چند رسانه ای / سرود و آواز / سرود و آواز مذهبی
دانلود آواهای مذهبی استاد محمد علی کریمخانی در وصف امام رضا علیه السلام _ دانلود آهنگ جدید استاد کریمخانی در وصف امام رضا علیه السلام : تو کیستی؟
صحیفه ملعونه
محمد رضا رحمتی شهرضا
میخ در
ماجرای جسارت به وجود نازنین سیده زنان عالم، حضرت فاطمه زهرا(ع)از جمله مسائلی است که برای همیشه، دل و جان شیعیان را داغدار نموده است که میخ دری که به سینه حضرت(ع)اصابت نموده همچون سندی گویا در دست فرزند بزرگوارش امام مهدی «عج»خواهد بود تا انتقام یک عمر مظلومیت برای همیشه گرفته شده و دل شیعه تسلی یابد.
کتاب مؤتمرعلماء بغداد تألیف ابی الهیجاء شبل الدولة مقاتل بن عطیة بن مقاتل البکری، از بزرگواران علمای حنفی مذهب قرن پنجم هجری است.مرحوم آیت الله مرعشی نجفی(رح)درمعرفی این کتاب می نویسد:
«این کتاب با همه کم حجمی و کوچکی،حاوی مناظرات مهمی است میان عالمی شریف که علویه شیعی است و عالمی قریشی و عباسی سنی در بغداد، درمحضر سلطان ملکشاه سلجوقی و با نظارت وزیردانشمند، مورخ و محقق و دانشمندش خواجه نظام الملک ابی علی الحسن خراسانی،متوفای 485،موسس مدرسه نظامیه آن شهر،روی داده که سرانجام پیروزی با فرد علوی بوده است.اخیرا نسخه ای دیگر از این کتاب تحقیق و مقدمه ای محققانه، با نام الامامة و الخلافة دربیروت به چاپ رسیده که با نسخه چاپ شده در قم،اندک تفاوتهایی دارد که چندان مهم نیست.»(1)
در این کتاب آمده:
«قال الملک:انک ایها العلوی:قلت فی اول الکلام:ان ابابکر اساء الی فاطمة الزهرا بنت رسول الله صلی الله علیه و آله فما هی اسائءته الی فاطمة؟ قال العلوی:ان ابابکر بعد ما اخذا لبیعة لنفسه من الناس بالارهاب و السیف و التهدید و القوة، ارسل عمر و قنفذا وخالد بن الولید و اباعبیدة الجراح و جماعة اخری من المنافقین الی دار علی و فاطمة(ع)و جمع عمر الحطب علی باب فاطمة(ذلک الباب الذی طالما وقف علیه رسول الله و قال:السلام علیکم یا اهل بیت النبوة، و ماکان یدخله الابعد الاستئذان)و احرق الباب النار.و لما جائت فاطمة خلف الباب لترد عمر و حزبه، عصر عمر فاطمة بین الخائط و الباب عصرة شدیدة قاسیة حتی اسقطت جنینها و نبت مسمار الباب فی صدرها و صاحت فاطمة:ابتاه، یا رسول الله !انظر ماذا لقینا بعدک من ابن الخطاب وابن ابی قحافه!فالتفت عمر الی من حوله و قال:اضربوا فاطمة،فانهالت السیاط علی حبیبة رسول الله و بضعته حتی ادموا جسمها، و بقیت آثار العصرة القاسیة و الصدمة المریرة تنحر فی جسم فاطمة، فاصبحت مریضة علیلة حزینة فارقت الحیاة بعد ابیها بایام، ففاطمة شهیدة بیت النبوة، فاطمة قتلت بسبب عمربن الخطاب.قال الملک للوزیر:هل ما یذکر العلوی صحیح؟ قال الوزیر:نعم انی رایت فی التواریخ ما یذکر العلوی.»(2)
«...پادشاه گفت:ای علوی، تو در آغاز سخن، گفتی که ابوبکر به فاطمه زهرا، دختر رسول خدا، بدی هایی رواداشته است.بدی های او نسبت به فاطمه چه بود؟ علویه گفت:پس از آن که ابوبکر با تهدید و زور از مردم برای خود بیعت گرفت.عمر، قنفذ و خالد بن ولید را با عبیده ی جراح و جماعتی دیگر از منافقان، به خانه علی و فاطمه(ع)فرستاد.عمر نزد در خانه فاطمه هیزم جمع کرد.
همان دری که پیوسته رسول خدا(ص)نزد آن می ایستاد و می فرمود:السلام علیکم یا اهل بیت النبوة و هیچ گاه بدون اجازه وارد آن نمی گشت.
در را آتش زد.و چون فاطمه پشت در آمده بود تا عمر و یاران او را منصرف سازد، او را میان درو دیوار چنان بیرحمانه فشرد که جنینش را انداخت.میخ در، در سینه اش جا گرفت.فاطمه ناله سرداد.پدرم ای رسول خدا!بنگر پس از تو ما از این خطاب وابن قحانه چه ها دیدیم.
آنگاه عمر به اطرافیانش گفت:فاطمه را بزنید!پس تازیانه ها بر جبیب رسول خدا و پاره تن او، باریدن گرفت به احدی که بدنش را خونین کرد.آثار این فشار بی رحمانه و صدمات تلخ، بر جسم فاطمه(ع)چنان باقی ماند که بیمار، زمین گیرو غرق غم گشت.چند روزی نگذشت که از دنیا رفت.
بنابراین، فاطمه شهید خانه نبوت است، و فاطمه به دست عمر بن خطاب کشته شد.
پادشاه به وزیر گفت:آیا سخنان علویه صحیح است؟ وزیر گفت:آری، به همین صورت که علویه می گوید، من(نیز)در کتاب های تاریخی دیده ام.
فیلسوف محقق ایة الله العظمی شیخ محمد حسین اصفهانی(رح)می گوید:
«ولست ادری خبر المسمار
سل صدرها خزانة الاسرار
من داستان میخ در را نمی دانم،
از سینه اش مخزن الاسرار بپرس.
درکتاب ریاحین الشریعة نیز آمده که:«فاطمه(ع)در آغوش فضه از شدت درد پهلو و اصابت میخ در و سقط جنین بیهوش شد.»(3)
برچسبها: نویسندهخطیب شهیر استاد سید حسن احمدی اصفهانی محمد رضا رحمتی شهرضاسینا خداکرم















































